دستگیری محتکران بهائی

گروهی از عناصر فرقه بهائیت که اقلام تأسیساتی در سطح کلان و گسترده را به ارزش مالی 5 میلیارد تومان احتکار کرده بودند، دستگیر شدند.

 گروهی از عناصر بهائیت در شهر شیراز که دخالت مستقیم در گرانی‌های اخیر استان فارس داشتند، دستگیر شدند.
 بر اساس این گزارش، تعدادی از افراد فرقه ضاله بهائیت با نفوذ در صنف تجهیزات و تأسیسات مکانیکی ساختمان و احتکار اقلام تأسیساتی در سطح کلان و گسترده، عامل بخش عمده‌ای از افزایش قیمت‌ها در استان فارس بوده‌اند که پس از شناسایی انبارهای نگهداری و پنهان‌کردن این اقلام با حضور قاضی ویژه اقدام به برخورد قضایی با این متخلفان شده است.
 اجناس احتکار شده توسط این گروه از عناصر بهائیت، بالغ بر 5 میلیارد تومان ارزش‌گذاری شده است؛ چراکه طبق باورهای انحرافی فرقه ضاله بهائیت، دریافت و پرداخت رشوه، ربا و احتکار «حلال» است!
منبع: خبرگزاری فارس

5 Comments

    • سلام
      دوست گرامی
      جمله شما را صحیح ندیدم
      اولا احتکار از صدر اسلام بوده که حکم حد برایش هست و نیز باید منبع واضح و ادله کافی ارائه شود تا مدافعان بهائیان جائی برای حرف نداشته باشند بعد هم تازه خواهیم شنید “مگر هیچ مسلمانی تا کنون احتکار نکرده پس حتما آنان هم ….” و الی آخر
      دوما شاید بتوان دلائل بهائیان را به راحتی با رد و استدلالات قوی رو به رو کرد اما اینکه بگوئید استدلالی ندارند شروع یک مسیر پرپیچ و خم است که فرائد و آثار دکتر داوودی و … را به میان کشد آن وقت عمر میخواهد و زبان گویا و گوش شنوا!
      اما احتمالا اینکه بزرگان دین در ایران هرگز جواز رویت و مجال استدلال به این عقیده را ندادند دلایلی داشته!
      خیلی دلم میخواهد روزی را ببینم که رسانه ها بهائیان را به ابراز عقیده و مباحثات زنده دعوت کنند!
      آنجا معلوم میشود کت تن کیست!

      • دوست عزیز، با سلام و آرزوی بهروزی و نیک فرجامی؛ باید بدانیم که در همه ادیان الاهی، گناهکار بوده و هست. از صدر اسلام نیز گناهکارانی بوده و هستند که دروغ گفته اند، حقوق را غصب و ما یحتاج مردم را احتکار کرده اند، درست است و هر یک کیفر دنیوی و اخروی خود را دارد.

        گفتید ادله کافی، ما در اخبار، ناقل هستیم، هیچ شبکه خبری برای هر آن چه می گوید سند و مدرک نقل نمی کند؛ چون مجال این کار نیست. در ثانی ما که اخبار را گزارش دادیم، لیکن بهائیان که ادعای دلیل و برهان دارند چرا مطالبی که اسلام و مسلمانان منکرند را با دلیل و مدرک ارائه نمی دهند. چرا دلیل خود را بیان نمی کنند: برای ظهور امام زمان، اینکه نوری من یظهره الله است، اینکه اسلام نسخ شده است، اینکه چگونه نوری میتواند بی معجزه و نشانه الاهی و بشارت پیامبر پیشین پیامبر باشد؛ دلیل بهائیان بر این همه ادعا چیست؟

        گفتید مگر هیچ مسلمانی تا به حال احتکار نکرده است؟ ما تعصب نداریم، احتکار کاری زشت و ناپسند و از دیدگاه دین اسلام، حرام است از هر که باشد. پیامبر خاتم (صل الله علیه و آله و سلم) می فرماید: محتکر گناهكار است و محروم از امان خدا و رسول اوست. (پیام پیامبر، ص 841.) همانگونه که ربا حرام است؛ لیکن این دو در بهائیت هم حرام است یا حلال؟

        احتکار و رشوه و ربا جز ضایع شدن حق عده ای برای مال اندوزی دسته ای دیگر است، اینها عقلا حرام است چه رسد به شرع که دستور الاهی است، شما که به بهائیت تسلط دارید، بفرمایید که حکم احتکار، رشوه و ربا در بهائیت چیست؟

        در دوم فرمودید که ما می گوییم استدلالی ندارند، ما از بی استدلالی در این نوشته سخن نگفتیم که اگر هم گفته باشیم، بیراه نگفتیم، اگر دارند ما هم عمر خود را برای شفاف سازی گذاشته ایم و گوشمان شنواست تا حق را بپذیرد و زبانمان در حدی که علم و انصاف یاری می کند حق را می گوید و باطل را رسوا می سازد.

        که گفته است که علمای و بزرگان دین اسلام در ایران جواز رویت و مجال استدلال به بهائیت را نداده است؟ دوست عزیز، شاخه به شاخه پریدن شما چه معنایی دارد، یا خود می دانید که گفته هایتان بی اساس است و برای فرار شاخه به شاخه می شوید یا می خواهید آسیاب را شلوغ کنید تا کوزه بشکند!؟
        به هر حال، در این آسیاب کوزه داران به صف ایستاده و هوای کوزه خود را دارند، خدا نمی گذارد کوزه حق بشکند!

        تاریخ گواه است که بزرگان دین، از ابتدای ادعای باب با او مذاکره کرده اند و پیوسته او مغلوب شده است و از نردبان ادعا پایین آمده تا اینکه خودرا هیچ خوانده است و توبه نامه اش موجود است. قرار نیست بزرگان و علمای دین هر روز وقت خود را برای کس یا کسانی تلف کنند که از روی هوای نفس ادعایی می کنند و بطلانش بر همگان روشن است. برای آنکه شخص و اطرافیانش آگاه شوند و بطلان را بفهمند چند باری در باره بطلان عقیده او سخن می گویند و مناظره می کنند نه اینکه بر تبل رسوایی دیوانه ای بکوند.
        پیش از این می گفتند: در دروازه را می توان بست، ولی در دهان مردم را نه؛ الان باید بگویند که در دهان مردم را می توان بست ولی در دهان دیوانگان مغلوب شده را نه؟ جناب علی محمد باب، شخصی بود که در محضر علما حاضر شد و از پاسخ به پرسش ها در مانده گشت، علما به خاطر حالات جنونی که داشت او را از اجرای حکم اعدام معاف دانستند، ولیکن شیخیه او را با حکم اعدام از سر راه خود برداشتند.

        خلاصه بگویم، مناظره با کسانی که خود را به خواب زده اند، بی فایده است چون خواب را می توان بیدار کرد ولی به خواب زده را نمی توان.

        البته دوست عزیز، ما در هر پستی به مقتضای نوشته، آرا و استدلال های بهائیان را می نویسم و همگان را از آنان بهره مند می سازیم، و پیوسته از همگان خواسته و می خواهیم که شاید ما استدلالات بهائیان را متوجه نمی شویم ،اگر کسی می تواند ما را در فهم آنها یاری دهد!!

        دوست عزیز نیازی به مناظرات حضوری و وقت تلف کردن دوباره نیست، شما را به کتاب گفت و شنودهای سید علی محمد باب با روحانیون سفارش می کنم که آن را بخوانید. با خواندن این کتاب دیگر فکر نمی کنم که پیشنهاد یا دلخواسته خود را تکرار کنید!

        این کتاب که نوشته حسن مرسل وند است، مناظرات باب با روحانیون را با اسناد مورد نیاز نگاشته است، حتما بخوانید تا از عرق شرمی آگاه شوید که بر پیشانی سید نشسته بود. فکر نمی کنم شما راضی باشید که این عرق های شرم دگرباره بر صورت دوستان بهائیتان بنشیند.
        و من الله توفیق الهدایه الطالبین الهدایه

        • سلام عزیز
          چند گلایه دارم و چند مطلب
          گلایه اول: فرمودید “ما در اخبار، ناقل هستیم، هیچ شبکه خبری برای هر آن چه می گوید سند و مدرک نقل نمی کند؛ چون مجال این کار نیست” کلمه “ما” چندان گویا به نظر نرسید. ما یعنی چه کسی؟
          مسلمان باید با استناد بگوید و گرنه بسیاری شبکه ها علیه اسلام و رسول مکرم میگویند و میروند و اکثرا باور میکنند، منبع نمیدهند نه برای نبود مجال! که برای گریز. گلایه میکنم که “همه” را ملاک قرار دادید نه خواسته درست را.

          گلایه دوم: فرمودید “که گفته است که علمای و بزرگان دین اسلام در ایران جواز رویت و مجال استدلال به بهائیت را نداده است؟” اما در توضیحش به جای مطلب دوباره سوال کردید و لابلایش قضاوت “دوست عزیز، شاخه به شاخه پریدن شما چه معنایی دارد، یا خود می دانید که گفته هایتان بی اساس است و برای فرار شاخه به شاخه می شوید یا می خواهید آسیاب را شلوغ کنید تا کوزه بشکند!؟” و در آخر پای خدا را به میان کشیدید “خدا نمی گذارد کوزه حق بشکند!” هر چند جواب ندادید اما بنده مثالی معروض میدارم
          در برنامه ماه عسل “سه بازگشته از بهائیت” دعوت شده بودند اما حرفی از دعوت از بهائی نشد. یک تنه به قاضی رفتن برای شبکه اسلامی بد است یا عقیده بهائی. در ضمن از بهائین شنیده میشود که زندانهای ناعادلانه برایشان بریده میشود و … اما هیچ راهی برای فهمیدن اصل مطلب نمی یابم. حرف من اینهاست و گرنه مگر بنده با خدا جدالی کرده ام که در جوابم میگوئید میخواهی کوزه بشکند … اما خدا حافظ کوزه است؟!

          و مطالبم:
          – از نظر احکام اسلامی کسی که مدعی میشود ارائه سند میکند ولو صد ها بار ذکر شده باشد ذکر دوباره لازم است مگر آنکه در یک جلسه مباحثه باشد و آنجا هم یک بار ارائه کافیست نه هیچ بار.

          -آنها مدعیاتی بر هر کدام دارند اما مقبول علما نیست پس کلام درست تر از نظر بنده این است که بگوئید “چرا نمیتوانند علمای اسلام را با ادله خود مجاب کنند” یا حتی جملات بهتر نه آنکه منکر مدعا و ادله شوید. نمیدانستم مجاز است یا نه وگرنه برخی را ذکر میکردم تنها به عنوان نمونه و نه برای دفاع

          -درباره احکام فقط اطلاعات خود را ذکر میکنم، ربا میدانم در آثار بهائی حلال شده اما به شرط انصاف اما احکام دیگر اگر مستقیم ذکر نشده یا به بیت العدل راجع. اکثر ایراداتی که به نامشخصی احکام بهائی گرفته میشود از دید مباحثه مطلوب نیست زیرا به حدود و اجرای حکم مربوط است و تا کنون حکومت بهائی دیده نشده که بخواهیم به نبود اجرای حد مجرمین ایراد بگیریم هر زمان از بیت العدل درخواست ارائه حکومت شود و بازمانند آنجا فورا باید اعتراض کرد. مثالی میزنم گفته میشودبهائیان حکمی برای زنا ندارند در اینجا خلط دو چیز رخ میدهد یکی حکم الهی و فردی که ذکر شده زنا حرام است و دیگری حد آن که هنوز ارئه نشده و حکومتی ندارند که ایراد کامل گرفته شود

          -فرمودید”ما از بی استدلالی در این نوشته سخن نگفتیم که اگر هم گفته باشیم، بیراه نگفتیم” جمله از نظر ادبی زیباست اما از نظر معنا جمع اضداد این روش برای تفسیر آثار افرادی که نیستند بد نیست اما شما الحمدلله حی و حاضرید “گفته اید یا نه” چه در این مقال چه جای دگر از این وبسایت البته شاید هم کس دیگر گفته و من اشتباها به شما اعتراض کردم اما همچنان مطالبم باقیست و به نظر صحیح. اما اگر شما نگفته بودید عذر میخواهم. حالا چطور الآن که تایید کردید؟

          -درباره “بارها مباحثه سید باب” فقط مجلس ولیعهد آن هم مختصر ذکر شده نه به تفصیل و چند مجلس از جمله در حضور منوچهر خان که تاریخ مدعای شکست علما را با جابجایی آثار باب و قرآن و متاسفانه مهر برخی علما پای قرآن در رد اثرهم مطرح شده که میگویند کاغذش موجود است اما تا توبه نامه رسما ارائه نشود میتوانیم بگوئیم اول شما نشان بده. در مورد همان جلسه برخی علما ذکر کردند “هر چه کردیم توبه نکرد” در مجله نشر دانش از فقدان آن حرف آمده تنها نامه ولیعهدی ناصرالدین هست اما باب امضا نکرده ناصرالدین هم که شاهد خوبی حساب نمیشود. حال انصاف دهید قسم یا دم خروس؟ آخرش هم که گفتید “دیوانه ای” اگر دیوانه بود به دست امیرکبیر (و نه شیخیه!) اعدام نمیشد

          -خواندن کتاب علمای اسلام در کنار کتب بابی و بهائی برایم مقبول است یا دست کم با ارائه سند. حالا من حرف غلطی گفته ام یا تقاضای زیادی است که مجالش نباشد. ذکر منبع سخت است؟
          با تشکر از بذل توجهتان
          خداحافظ

          • سلام دوست عزیز
            مراد از ما، پایگاه جامع شناخت بهائیت است.
            اگر جای مبهمی وجود دارد، منبع بخواهید، ارائه خواهیم کرد.
            اینکه فرمودید که مجال دفاع به بهائیت داده نشده است، به نظر شما بهائیت به اندازه کافی مجال دفاع از خود را نداشته است، چگونه از خود دفاع کرده است؟
            چرا بهائیت به پرسش هایی که در باره خدا، پیامبر، خاتمیت و عصمت و مهدویت می شود پاسخ نمی گوید؟ بهائیان چگونه پیامبران الهی را می شناسند؟ آیا مناظراتی که با آنان گذاشته شد و پاسخی نداشتند، کافی نبود؟
            چرا بهائیان برای مناظره نزد علمای اسلام حاضر نمی شوند؟ مگر غیر این است که البینه للمدعی (مدعی باید دلیل و برهان بر ادعای خود بیاورد)
            اگر بهائیان بر حقتند، چرا در اختفا زندگی می کنند و از ظاهر شدن در مناظرات تفره می روند؟
            دوست عزیز بهائیان دلیل ندارند، دلیل نما دارند؛ اگر من بگویم پیامبرم و دلیلش این است که من می گویم، این دلیل خوبی است؟! شاید هم باشد.
            این که به فرض کسی از پیامبر آینده سخن بگوید، چه دلیلی وجود دارد که سخنش راست باشد و چگونه ثابت می شود که من آن پیامبر هستم. صرف ادعا کردن، پیامبری برایم ثابت می شود…
            ادله اگر مطابق دین و عقل باشد، پذیرفته می شود نه از روی هوا و دلخواه. اسلام سه دلیل را می پذیرد: کتاب، سنت و عقل، پس باید یا از قرآن یا سنت یا عقل دلیل آورد.
            در بحث ربا، الهی بودن اسلام، ثابت شده است و این شریعت مقدس آن را حرام کرده است، حال بهائیت که ادعای دیانت دارد باید دلیل بیاورد که چرا ربا را حلال کرده است، چون مدعی است و باید دلیل بیاورد…
            در باره حکمی که بیان نشده هم تنها به حکم ازدواج با محارم بسنده می کنیم که بنا به مصالحی، هنوز حکمش بیان نشده است…
            درباره نوشته (-فرمودید”ما از بی استدلالی در این نوشته سخن نگفتیم …. حالا چطور الآن که تایید کردید؟) هم مراد شما را متوجه نشدم.
            توبه نامه علی محمد باب در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است و نسخی از کپی آن از برخی کتب چاپ شده و در اینترنت هم هست.
            اینکه به دست امیرکبیر و به فتوای علمای شیخیه اعدام شد، به این خاطر بود که شیخیه این لکه ننگ را از دامان خود پاک کند و امیر کبیر بتواند آشوب باب را آرام سازد.
            شما آزادید که آثار اسلامی و بابی و بهائی را بخوانید و خود تصمیم بگیرید، اگر درباره مطلبی، منبعی خواستید، ما در حد توان در خدمت ره پویان حق جو هستیم.
            و من الله توفیق الطاعه و بعد المعصیه…

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*


هفده + 16 =