بررسي تناقضات ادعاي امي بودن حسينعلي نوري (بهاءالله) با آثار بهائيت

حسين‌علي نوري که ادعاي درس نخوانده بودن علي‌محمّد شيرازي را ديده و شنيده بود، درباره درس نخوانده بودن خود مي‌نويسد: «انّا ما دخلنا المدارس و ما طالعنا المباحث اسمعوا ما يدعوکم به هذا الامّي الي اللّه الابدي».(1) وي همچنين درباره درس نخواندن و مکتب و مدرسه نرفتن خود مي‌نويسد: «ما قرئت ما عند النّاس من العلوم و ما دخلت المدارس فاسئل المدينة الّتي کنت فيها لتوقن بانّي لست من الکاذبين».(2)

عباس افندي درباره پدرش مي‌نويسد: «حضرت بهاءاللّه در مکتبي نبودند و در مدرسه‌‌اي تعليم نگرفتند از بدو طفوليت روش و سلوکي ديگر داشتند با وجود اين علما و فضلاي ملل شرق بر علم و فضل و دانائي و کمالات خارق العاده او شهادت دادند و حضرت بهاءاللّه را با وجود انکار و اشدّ عداوت اعتراف کنند که فريد عصر و وحيد دهر بود؛ ولي معترف به مقامات عاليه نيستند، مگر مخلصين و مختارين.»(3) وي در جاي ديگري مي‌نويسد: «جمال مبارک لسان عرب نخواندند و معلّم و مدرّسي نداشتند و در مکتبي وارد نشدند؛ ولي فصاحت و بلاغت بيان مبارک در زبان عرب و الواح عربي العبارة محير عقول فصحا و بلغاي عرب بود و کلّ مقرّ و معترفند که مثل و مانندي ندارد.»(4)

اشراق خاوري درباره تحصيلات نوري مي‌نويسد: «مظهر الهي بايد نور الهي باشد و نورانيتش از خود او باشد، نه از غير، مثل اين آفتاب که نورش از خود اوست.»(5) او مي‌افزايد: «بهاءالله در مدرسه داخل نشد، معلمي نداشت، کمالاتش بذاته بود. همه نفوسي که او را مي‌شناختند اين مسئله را به‌خوبي مي‌دانستند.»(6) اسلمنت نيز نوري را امي (درس نخوانده) معرفي مي‌کند: «به هيچ دبستان يا دبيرستاني نرفته».(7) فيضي نيز در اين‌باره مي‌نويسد: «در مدرسه و مکتبي مطابق معمول آن زمان داخل نشده علوم رايجه را تعلم نفرمودند.»(8)

در برابر اين ادعاها، گزارش‌هايي فراواني از شخص نوري، بستگان و پيروانش وجود دارد که از درس خواندن وي و تناقض با ادعاهاي پيشين خبر مي‌دهد:

1. حسين‌علي نوري درباره کتاب ناسخ التواريخ مي‌نويسد: «صاحب ناسخ التّواريخ درباره حضرت اعلي نوشته آنچه را که هيچ زنديقي ننوشته»؛(9) او همچنين درباره تفسير قاضي بيضاوي نيز اظهارنظر مي‌کند: «صاحب ناسخ التّواريخ درباره حضرت اعلي نوشته آنچه را که هيچ زنديقي ننوشته».(10) نوشته‌هاي وي گواه آن است که او کتاب‌هاي گوناگوني را در زمينه‌هاي مختلفي خوانده است.

2. علي‌محمّد شيرازي (معروف به باب، ليدر بابيت كه بهائيان او را مبشر بهائيت مي‌دانند) در معرفي «من يظهره الله»، از کودکي سخن مي‌گويد که در آينده مي‌آيد، مكتب (مدرسه) مي‌رود و مكتب‌دار (معلم) مي‌بيند و و با كتك خوردن تنبيه شده و تربيت مي‌گردد: «نهي شده کل را که طفل قبل از آن که به خمس سنين نرسيده او را تأديب به لسان نمايند و بر او حزني واقع نسازند و بعد از بلوغ آن، زياده از پنج ضرب خفيف تجاوز نکنند آن هم نه بر لحم بلکه بستري حائل کنند… ثمره اين اوامر اين است لعل بر آن نفسي که کل از بحر جود او متوجد مي‌کردند (من يظهره الله) حزني وارد نيايد، زيرا که نمي‌شناسد معلم خود را و کل را چنانچه در ظهور فرقان تا چهل سال نگذشت، کسي نشناخت شمس حقيقت را.»(11) بر اساس اين نوشته، حسين‌علي نوري که مدعي «من يظهره اللهي» است، نمي‌تواند امي باشد، زيرا «من يظهره الله» استاد مي‌بيند و در کلاس تنبيه مي‌شود؛ مگر آنکه حسین علی نوری از ادعای من یظهره اللهی خود صرف نظر کند.

بنابراين يا عليمحمد شيرازي دروغ مي‌گويد كه «من يظهره الله» به مكتب مي‌رود و با كتك معلم تربيت مي‌شود (بنابراين من يظهره الله معصوم نيست و تربيت‌يافته الاهي نيست) يا حسين علي نوري (بهاء الله) دروغ مي‌گويد كه تربيت الاهي دارد و معصوم است.

بنابر هر يك از اين دو حالت، حسين علي نوري معصوم نخواهد بود، چون يا خودش دروغ مي‌گويد يا عليمحمد شيرازي (باب) كه مبشر ظهور من يظهره الله است؛ پس اگر علي‌محمد شيرازي درباره مكتب رفتن من يظهره الله دروغ مي‌گويد، نمي‌توان به وعده‌اي او درباره ظهور «من يظهره الله» هم اعتماد كرد؛ پس اصل ظهور من يظهره الله و به تبع آن ادعاي من يظهره اللهي حسين علي نوري هم نفي مي‌شود.

3. عزيه نوري (خواهر حسين‌علي نوري) درباره تحصيل وي مي‌نويسد: «جناب ميرزاى ابوى كه از بدايت عمر كه به حد بلوغ رسيد، به واسطه فراهم بودن اسباب و گرد آمدن اصحاب اشتغال به درس و اهتمام به درس داشته، آنى خود را از تحصيل مقدمات فارغ نمى‌گذاشتند، پس از تحصيل مقدمات عربيت و ادبيت به علم حكمت و مطالب عرفان مايل گرديده كه به فوايد اين دو نايل آيند چنانكه اغلب روز و شب ايشان به معاشرت حكماى ذى شأن و مجالست عرفا و درويشان مشغول بود».(12)

3. اشراق خاوري نيز به نقل از حسين‌علي نوري مي‌نويسد: «اين مظلوم در طفوليت در کتابي که نسبتش به مرحوم مغفور ملاباقر مجلسي بوده، غزوه اهل قريظه را مشاهده نمود.»(13) بنابراين او علم الاهي ندارد و علوم را با مطالعه كسب كرده است.

4. مازندراني درس خواندن حسين‌علي نوري را چنين گزارش مي‌کند: «نسبت به شخص بهاءالله نيز تقريباً همين نحو است و خطوط ايشان و اخوانشان گواهي مي‌دهد که زيبايي خط والد تقريباً به آنان نيز رسيد؛ ولي در تحصيل عربي مختصر و همان اندازه عرفان‌هاي شيخي که شخص نقطه (علي‌محمّد شيرازي) در آن بودند هم‌قدم نگذاشتند و لحن آثارشان به مذاق اشراقيين و رواقيين و امثالهم نزديک‌تر است تا به شيخيين (شيخي‌ها) و لذا ايشان را شخص عارف مشرب، اما نه عالم مي‌دانستند.»(14)

5. فيضي درباره تحصيلات حسين علي مي‌نويسد: «از قرار معلوم فقط مقدمات نوشتن و خواندن را نزد پدر و بستگان خود آموخته و در مدرسه و مکتبي مطابق معمول آن زمان داخل نشده و علوم رايجه را تعلم نفرموده است.»(15) در اين گزارش روشن است كه حسين علي به مكتب پدر و بستگانش رفته و اين يعني نفي امي بودن، چون امي يعني منتسب به ام (ماد)؛ يعني در تحصيل و سوادآموزي همچون زمان زاده شدن از مادر است و به مكتب و مدرسه نرفته است و اين مطابق معلوم و غير مطابق معمول ندارد.

يادسپاري: در پاسخ ادعاي عباس افندي درباره فصاحت و بلاغت محير العقول پدرش که همه معترف بودند که مثل و مانندي ندارد، بايد دانست که او خود نيز چنين ادعايي نداشت، زيرا در پاسخ اشکال‌هاي ادبي گفتار و نوشتارش مي‌نويسد: «قل يا معشر العلمآء لا تزنوا کتاب اللّه بما عندکم من القواعد و العلوم انّه لقسطاس الحقّ بين الخلق قد يوزن ما عند الامم بهذا القسطاس الاعظم و انّه بنفسه لو انتم تعلمون.»(16)

بنابراین حسین علی نوری امی (= درس نخوانده مانند روزی که از مادر زاده شده است) نبوده و تحصیل کرده است و در این مسئله تفاوتی ندارد که در خانه نزد پدر باشد یا مطابق معمول به مدرسه و مکتب رفته باشد که البته اگر پیشگویی های علی محمد شیرازی (باب) را درست فرض کنیم و حسین علی نوری (بها) مدعی «من یظهره اللهی» باشد، پس حسین علی نوری نوری بر اساس پیشگویی علی محمد شیرازی باید به مکتب برود؛ وگرنه من يظهره الله نخواند بود.

پانوشت
1. اقدس، ص 101.
2. مقاله شخصي سياح، ص 62.
3. مکاتيب، ج 3، ص 247.
4. مفاوضات، ص 27.
5. گنجينه حدود و احکام، ص 379.
6. پيشين.
7. بهاء الله و عصر جديد، ص 33.
8. حضرت بهاء الله، ص 18.
9. اقتدارات، ص 16.
10. پيشين، ص 284.
11. بيان فارسي، ص 283.
12. تنبيه النائمين، ص 4 – 5.
13. مائده آسماني، ج 7، ص 136.
14. اسرار الآثار خصوصي، ص 192 – 193.
15. حضرت بهاء الله، ص 18.
16. اقدس، ص 98.

در فضاهاي مجازي ما را همراهي كنيد:

t.me/bahaiat_com
eitaa.com/bahaiat
sapp.ir/bahaiat.com
instagram.com/bahaiat

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*


17 + بیست =