تحری حقیقت در اسلام

یکی از باورهای مسلمانان به ویژه شیعیان، این است که اصول دین، تقلیدی نیست و هر کس باید برای عقاید خود دلیلی داشته باشد. (تقلید در اصول دین باطل است) این همان تحری حقیقی حقیقت است که بهائیان تنها از آن دم می زنند و عمل کردن به آن ممنوع است.
آیا در تاریخ موردی وجود دارد که مسلمان زاده ای پس از تحقیق و تفحص صحیح، دینی جز اسلام را پذیرفته باشد؟
اسلام دینی است که همه ادیان الاهی را در بر دارد و قرآن کریم می فرماید: ان الدین عند الله الاسلام، این اسلام نه به این معناست که دین تنها نزد خدا اسلام است، بلکه یعنی دین نزد خدا تسلیم بودن در برابر حق است.
یهودیت، مسیحیت و دیگر ادیان الاهی هم در پی اسلامند، لیکن آخرین دین الاهی که انسان را به تسلیم شدن در برابر خدا فرا می خواند، اسلام است.
اسلام همه پیامبران الاهی را احترام می کند و حتی پیامبران یهود و مسیح را از خود آنان والاتر می شمارد.
شما می توانید عزت و احترامی که قرآن برای حضرت مریم و حضرت عیسی قائل شده است را با عزت و احترامی که انجیل برای ایشان قائل شده است، مقایسه کنید، اینگونه متوجه خواهید شد که مراد اسلام از تحریف چیست.
هیچ از ادیان الاهی نیست که از تحریف هواپرستان در امان باشد جز اسلام، زیرا خدا در این باره می فرماید: انا نحن نزلنا الذکر، و انا له لحافظون. یعنی ما خودمان قرآن را فرستادیم و خودمان نیز آن را حفظ خواهیم کرد؛ این به این معنا ست که خدا حافظ قرآن که کتاب آسمانی اسلام است، بود، هست و خواهد بود تا کسی نتواند آن را تغییر دهد.
در این باره هیچ بنی بشری هم ادعای تحریف به زیاده و نقصان را نداشته و ندارد.
بر این اساس، چگونه کسی در پی تحقیقات خود، غیر اسلام را بر خواهد گزید.
البته شایان الذکر است که اگر کسی تحقیقات کرد، و به حقه یافت که اسلام حق است، لیکن از روی لجبازی و پیروی از هوای نفس از پذیرش آن سر باز زد، مرتد است. ولی اگر در پی تحقیقات خود، واقعا دین اسلام را حق ندانست، مسلمانان او را مرتد نمی دانند تا ادله او را بشنوند و از باورهای او آگاه گردند، چرا که اسلام آزادی اندیشه آن هم در پرتو عقل دارد. اگر ادله عاقلانه ای داشت، بر اساس عقل پاسخ او را خواهند داد و مشکل را ریشه یابی خواهند کرد. چرا که اسلام بر پایه قرآن و عترت پیروان خود را رهنمود می سازد.
قرآن و عترت، رهنمایانی هستند که پیروان خود را به گمراهی نکشانند و پیوسته تازگی خود را از هر جهت حافظند.
در بحث اعجاز قرآن بنگرید تا از آن چه می گویم، مطلع شوید.
چگونه کسی که اعجازهای علمی، ادبی و … قرآن را دیده است، او را باطل بخواند و به سوی دیگری رود.
هیچ شبهه در اسلام نیست، جز آن که پاسخ آن وجود دارد، چون مسلمانان با وجود قرآن و عترت درمانده نخواند شد.
با این وجود به نظر شما، اگر کسی در برابر قرآن و عترت درمانده شد، با او چه باید کرد؟
جز این است که خدا با آنان که به سوی حق می روند وعده پاداش و به آنان که حق گریزند وعده عذاب داده است…
در پایان باید بگویم، در همه ادیان الاهی، انسان ها دو دسته اند، نه سه دسته: یا مؤمنند به خدای تبارک و تعالی یا مشرکند و کافر.
این دسته بندی در همه ادیان الاهی وجود دارد و اسلام نیز یکی از این ادیان است.
از اینکه این وبلاگ را برگزیدید، خوشحال و خرسندیم.

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*


سیزده + 14 =