چرا قرآن و اقدس و ايقان عربي هستند؟

برخي مي پرسند: «چرا قرآن كه کتابي جهانی است، به زبان عربي نازل شده؟»
در پاسخ بايد بگوييم: قرآن کتاب جهانی است، دعوت آن «هُدًی لِلْعَالَمِین» است؛ ولي دعوت قرآن، مراحلی داشته است که از این قرار است: در مرحله اول، رسول خدا، قوم و خویش خودش را به قرآن و اسلام دعوت می‌کند، همان‌طور که آیه «اَنْذِرْ عَشِیرَتِکَ الْاَقْرَبِین» بر این معنا دلالت می‌کند.
مرحله دوم، دعوت کل عرب بود، ملت عرب مخاطبین قرآن بودند، در آن آیه کریمه که فرمود «وَ کَذَلِکَ اَوْحَیْنَا عَلَیْکَ قُرآناً عَرَبِیّاً لِتُنْذِرَ اُمّ الْقُرَی وَ مَنْ حَوْلهَا»؛ ما این گونه قرآن را برای تو به زبان عربی نازل کردیم تا اهل مکه و شهرهای اطراف آن را هشدار دهی، مرحله سوم هم دعوت جهانی پیامبر خاتم(ص) بود یعنی رسول خدا(ص) از طرف خداوند مأمور بود که همه مردم دنیا را به اسلام دعوت کند.
پیامبر که باید از خانواده و بعد از ملت خودش برای هدایت استفاده کند، طبیعتاً باید با زبانی شروع کند که مطابق با زبان خانواده، عشیره و ملت عرب باشد، بنابراین لازم و ضروری بود که قرآن به زبان عربی بر آن حضرت نازل شود.
خداوند می‌فرماید «وَ مَا اَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ اِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ؛ ما هیچ پیامبری را به سوی قومی نمی‌فرستیم مگر اینکه به زبان همان قوم باشد». پیامبر امين(ص) به عنوان یک شخص عرب که در عربستان به دنیا آمده و از طرف خداوند رسالتی را داشته است، هرچند رسالت او جهانی باشد؛ ليكن در ابتدای امر باید مخاطبش همان اطرافیان خودش، یعنی ملت عرب باشد، بنابراین طبیعی است که قرآن باید به زبان عربی باشد.

حال يك پرسش به ذهن مي رسد: با وجود اين آيه، آيا ممكن است پيامبري بيايد و به زبان قوم خود سخن نگويد؟ اگر ممكن نيست، پس چگونه حسين علي نوري كه خود را پيامبر ايرانيان مي داند، به جاي فارسي، كتابي عربي آورده است؟
اين تناقض از دو حال خارج نيست:
1. اين تناقض از سوي خداست؛ او در كتابش سخني گفته و در كردارش (فرستادن حسين علي نوري) به گونه اي ديگر رفتار كرده است. در كتابش گفته، پيامبران به زبان قومشان سخن مي گويند، ولي در عمل پيامبري فرستاده كه به زباني غير زبان قوم سخن گفته است.
2. ادعاي پيامبري حسين علي نوري، سخني بي پايه و اساس است كه از اين تناقض، بطلانش روشن مي شود.
قضاوت با شما؛ ولي اين نكته را بايد دانست كه خدا، دچار تناقض نمي شود، زيرا او بر همه چيز احاطه دارد، كسي كه بر همه چيز احاطه دارد و قادر و حكيم مطلق است، خلاف قدرت و حكمتش است كه دچار تناقض شود، چون كسي كه گرفتار تناقض مي شود، ضعيف است؛ همچنين فرستادن پيامبر براي هدايت است، ولي اگر پيامبر از ايجاد ارتباط ناتوان باشد، فرقي نمي كند كه لال باشد يا به زبان قوم سخن نگويد، اين خلاف حكمت الاهي است، زيرا وقتي به گونه اي سخن بگوييم كه كسي مرادمان را متوجه نمي شود، تفاوتي با لال بودن ندارد…

2 Comments

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*


4 × 4 =