تناقض در کتاب مقدس بهائیان

أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافاً كَثیرا؛  آیا درباره قرآن نمى‏اندیشند؟! اگر از سوى غیر خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏یافتند. (سوره نساء، آیه 82)
قرآن کریم -که بابیان و بهائیان نیز الاهی بودن آن را پذیرفته اند- درباره آسمانی و الاهی بودن کتابهای آسمانی یک ملاک و معیار به بشر داده است و آن هم اینکه:
اگر کتابی را خدا فرستاده باشد، تناقضی در آن راه ندارد، همانگونه که در قرآن راه ندارد؛ بر این اساس، کتابهایی که اختلاف و تناقض در آنها راه دارد، الاهی و آسمانی نیستند.
از این رو کتابهایی مثل بیان، اقدس و ایقان که بابیان و بهائیان آنها را مقدس می شمارند، نمی تواند الاهی باشد؛ زیرا در بسیاری از موارد آنها تناقض و ناسازکاری وجود دارد از جمله در باره طهارت، اعراب و غلط نویسی و مانند آنها.
در ایقان 154 غلط ادبی وجود دارد که پیش از این در پستی جداگانه به آن پرداختیم.
بد نیست به صفحه 25 بیان عربی نیز نگاهی کنید تا اعجاز آن را به چشم خود ببینید.
در صفحه 5 اقدس می خوانیم: طاهر کردن نجاسات در صورتی که آب موجود نبود با گفتن 5 مرتبه الله اطهر به طرف شی نجس پاک و طاهر می گردد. و در چند صفحه بعد می خوانیم همه بهاء همه چیز را پاک کرده و چیز نجس وجود ندارد.

2 Comments

  1. سلام
    کاش میگفتی مطالبت و صفحاتت از کتاب اقدس چاپ کجاس. چون در کتاب اقدسی که من دارم مطلب صفحه 5 حاوی چنین چیزی نیست. تنها موردی مشابه دیم اواسط بند 10 کتاب اقدس (من لم یجد الماء یذکر خمس مرات بسم الله الاطهر الاطهر ثم یشرع فی العمل هذا ما حکم به مولی العالمین) از نجاست حرفی نیافتم.
    در ضمن رفع حکم نجاست به عنوان ارزشگذاری بر اشیا و افراد است نه پاکی و کثیفی. مثلا شراب در اسلام نجس است هر چند که علم میگوید الکل هر میکروبی را میکشد پس بحث نجاست شراب هم ربطی به تمیزی یا کثیفی ندارد. اما یک ارزش منفی است برای دوری مومنین از شراب. اما رفع حکم نجاست در دین بهائی بیشتر به خاطر حکم اتحاد است که کسی به اسم کافر از نزدیکی به بهائیان منع نشود. اما شراب هر چند نجس نیست اما حرام است.
    خداحافظ

    • دوست عزيز، سلام
      من لم يجد ماء را براي چه گفته است، براي شستن. الله الاطهر يعني چه، يعني خدا پاك تر است. پاكي در برابر نجسي است و اين نشانه آن است كه آب را براي پاك كردن نجاست بوده است.
      اشاره به چند نكته لازم است:
      1. رفع حكم نجاست تنها به عنوان ارزشگذاري بر اشياء و افراد نيست، يعني پاك كردن مني توسط باب كه مي خواست من يظهره الله پاك متولد شود، براي ارزشگذاري بر من يظهره الله بود…؛ اين شايد بخشي از فلسفه پاك كردن باشد، ولي همه حكمت آن نيست…
      2. طهارت و پاكي در برابر نجاست است؛ يك شي يا پاك است يا نجس، به همين خاطر بهاء خدا را اطهر خوانده است، بر اين اساس مراد از نبودن آب، يعني نبودن آب براي طهارت و پاك كردن نه تميز كردن از صرف كثيفي.
      3. به نظر شما حسين علي بهاء براي متحد كردن كفار با بهائيان حكم نجاست را برداشته است؟ اگر چنين باشد، يعني بهائيان با كفار متحد و نزديكند؟ دليل اين اتحاد و نزديكشان چيست؟ خدا كه پيوسته مؤمنان و موحدان را از كفار جدا دانسته است؟؟؟

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*


چهارده − 10 =