تناقض گویی علي محمد باب درباره مهدویت

علی محمّد باب شیرازی در برخی از نوشته های خود به محبت و توصیف اهل بیت (علیهم السلام) به ویژه حضرت مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همت گماشته است. او ابتدا، عقاید شیعه را صحیح دانسته و می ستاید و از همه جالب تر، به وجود و غیبت مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز اعتراف دارد،1 ولی پس از مدتی، هنگامی که شهوت مقام و منسب به سراغش آمد، تا جایی که توانست همه چیز را تحریف و تاویل برد و آن چه نتوانست منکر شد.
از آنجا که ما نمی دانیم قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را، از نوشته های خودش، به چند نمونه اشاره می کنیم و داوری را به شما می سپاریم:
یا سید الاکبر، ما انا شیء الا و قد اقامتنی قدرتک علی الامر ما اتّکلت فی شیء الا علیک و ما اعتصمت فی الامر  الا الیک و انت الکافی بالحق و الله الحق من ورائک المحیط … یا بقیه الله قد افدیت بکلّی لک و ارضیت السبّ فی سبیلک و ما تمنّیت الا القتل فی محبّتک.2
یا اهل الارض تالله الحقّ انّ هذا الکتاب قد ملأ الارض و السموات بالکلمه الأکبر للحجّه القائم المنتظر بالحق الاکبر و ان الله قد کان علی کل شیء شهیدا.3
یا عباد الله اسمعوا نداء الحجّه من حول الباب انّ الله ربّی قد اوحی الیّ انّا قد انزلنا هذا الکتاب علی عبدک لیکون علی العالمین علی الحقّ بالحقّ نذیرا و بشیرا.4
و ما هو الّا عبدٌ للحُجّه یَدعو الناسَ لدینِ الله الخالِص.5
قُل إنّ الله فاطرُ السموات و الارض مِن عِنده حجّته القائم المنتظر و انّه هو الحَقّ و إنّی انا عبدٌ مِن عِباده قد اسخر الملک لدواته فاسلموا امر الله.6
و یقول المشرکون مِن اهل الکتاب ما کنت علی الأمر مِن عند الامام حجّه الله الحَقّ قد کفی بِالله شهیداً بَینی و بینکم و إنّ الحجّه شاهد علیّ بالحقّ الأکبر.7
اقتلوا المشرکین و لا تذروا علی الارض بالحقّ علی الحقّ من الکافرین دیّاراً حتّی ظهرت الارض و من علیها لبقیه الله المنتظر و اعملوا لله الحمد علی سبیل الباب محمودا.8
قاتلوا المشرکینَ کافّه کما یردون الذکر کافّه و طَیّبوا الارضَ للحجّه.9
علی محمّد باب، در صحیفه بین الحرمین می گوید:
انه لکتاب قد نزل من لدن بقیه الله امام حق قدیم و انّه لهو الحق قی السموات و الارض لا یعزب من علمه شیء و لا یحیط بذکره خلق و انهکم لامام حیّ عظیم … قل إنّنی أنا عبد من بقیه الله قد آمنت بالله و آیاته و ما نزل فی القرآن … قل یا أیّها الملأ أن اسمعوا حکم بقیه الله من لدن عبده … .
پانوشت:
1. کواکب الدریه، ص 35.
2. تفسیر سوره یوسف، سوره 58.
3. پیشین، سوره 59.
4. پیشین، سوره 60.
5. پیشین، سوره 66.
6. پیشین، سوره 76.
7. پیشین، سوره 86.
8. پیشین، سوره 98.
9. پیشین، سوره 102.

2 Comments

  1. سلام خيلي ممنون از وبلاگ قشنگتون خودمنم تو فکر زدن همچين وبلاگي بودم اما به نظرم اگر به طور مودبانه تر به شناساندن اين فرقه ها مخصوصا بهاييت دست بزنيم بيشتر جواب بده. از زحماتتون متشکرم
    انشاله زير سايه امام زمان عج باشين

  2. از سخنان شما تعجب کردم ..چه قدر زیبا دقت نموده ایید…..پس هنوز کسانی هستند که عوام فریبی فیلم انها را تحت سلطه خود قرار نداده ..اقا داد زدیم و میزنیم : طریقت جدای از شریعت عرفان دکان دار و …درست خواهد کرد عرفانی که شعارش هدف وسیله دا توجیه میکند نه عرفان اهل بیت پاک رسول ..عرفان مقدس اردبیلی و ایت الله بهجت عین عمل به شریعت بود..که ان عرفان مجاهد ساز است و عرفان جدای از شریعت با دوستان مروت با دشمنان مدارا..عرفان اهل بیت محبت همراه با غیرت و مردانگی و جهاد و هیات من الذله است و عرفان جدای از شریعت معرفی محبت روحانی خالی از شریعت که برای اصلاح منافاتی نمی بیند که رختخواب برای یک رن جوان پهن کند و در یک خانه بخوابد و از حرف مقدس اردبیلی که نفرمود در مواجه با زن نامحرم به تقوایم رجوع میکنم که فرمود به خدا پناه می اورم که در مواجه با شهوت تقوای گریز باید نمود که خیلی از عرفای جدای از شریعت پایشان در اینجا لغزید..!!
    خدا رحمت کند فلان عالم را که بارها به شاگردانش فرمود راه سیر و سلوک به جز عمل به شریعت چیز دیگری نیست..و بزرگانی مانند ایت الله بهجت که فرمودند طریقت جدای از شریعت سقوط است..
    عرفان جدای از شریعت دعوت به خویش است و در اخر معرفی یک روحانی به ظاهر خوش اخلاق که بیان میکند با ما که باشید از دست گشت ارشاد در امانید !!! اما عرفان اهل بیت فقیری مقابل خداوند و لا املک لفسه …ودعوت به کهف الله است که کار روحانی و مبلغ دین نه دعوت به خویش که که دعوت به خداست..
    و همین مجاهدت مجتهدین بوده است که اجتهاد از منابع اصیل ملاک عرفان است نه خواب و مکاشفه که هیچگاه حجت نخواهد بود..کلام اخر خطر جدایی طریقت از شریعت !!!!وای کاش عرفان فیلم الگویش امام و اقای قاضی مطیع و متعبد بود نه فقط به تصویر کشیدن عکس این اقایان..اقای دولابی محترم اما سخنان این عزیز وقتی قابل استناد است که با دلیل عقلی مراجعه به متخصص دین عرضه شود..که یا باید در هر علمی متخصص و یا مقلد بود …و معنای اجتهاد تخصص عالمانه با روش کاملا عاقلانه و رجوع به متون دینی است و رجوع به وحی..والسلام

پاسخ دادن به علی علوی لغو پاسخ

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*


هشت − 4 =