راه ارتباط پیامبران الاهی و کتب آسمانی با بشر

بر اساس ادله نقلي و عقلي، لازمه هر گونه راهنمایی و هدایت، بر قرار کردن ارتباط (شفاهی یا مکتوب) با شخص هدایت پذیر است، حال شخص هادی هر کس یا چیز که می خواهد باشد: راهنمای عادی، پيامبرالاهی، کتاب آسمانی يا غير اینها.

اگر فراتر از اینها بخواهیم بگوییم، بر خدا لازم است که برای شناخت خود و راه تکامل انسان، پل ارتباط برای بشر برقرار سازد که همان پیامبر و کتاب آسمانی است. این ارتباط باید به گونه ای باشد که بشر بتواند با استفاده از آن به شناخت و تکامل برسد، یعنی اگر پیامبر سخن می گوید، به زبان قوم باشد و اگر کتابی برای هدایت نازل شده به زبان قوم نوشته شده باشد.
از نظر نقل، قرآن كريم مراجعه می کنیم كه كتابي آسماني است و براي هدايت و راهنمايي بشر آمده است: (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ؛ ما هيچ پيامبرى را، جز به زبان قومش، نفرستاديم؛ تا(حقايق را) براى آنها آشكار سازد.)1

 معناي اين آيه پر واضح است، زیرا برای راهنمایی هر کس باید به زبانش سخن گفت و کتابی برایش آورد که او زبانش را متوجه شود. نمی توان برای فارس زبانان، کتابی عربی آورد.
از نگره عقل نیز راهنمايي هر كس بايد به گونه اي باشد كه از آن بهره مند شود. اگر با یک عرب زبان، به زبان فارسی سخن بگوییم، هيچ گاه او نمي تواند از گفتار ما بهره مند شود و از آن استفاده كند، چون چيزي از آن متوجه نمي شود، ما نیز همانند او هستیم، یعنی اگر یک عرب زبان، با من فارس زبان سخن بگوید، من هم چیزی از آن چه او می گوید، متوجه نمی شوم و اين خلاف عقل است كه من مدعي هدايت كسي شود كه نمي توانم با او ارتباط بر قرار كنم.
اين گونه از هدايت، یعنی راهنمايي كسي كه زبان من را نمي فهمد، مانند سخن گفتن با انسان ناشنواست، زيرا كسي كه گفتارم را متوجه نمي شود با انسان ناشنوا تفاوتي ندارد، چون او نيز مانند ناشنوا از كلام من بهره نمي برد.

این مسأله در باره گفتار و نوشتار پیامبران الاهی نیز صادق است، یعنی هم پیامبر باید به زبان قومش سخن بگوید تا قومش بتوانند از هدایت او بهره مند شوند و هم باید کتابی که برای قومش می آورد به زبان قومی باشد که برای هدایت آنان فرستاده شده است، همان گونه که کتاب آسمانی یهودیان به زبان قومشان است و کتاب آسمانی حضرت عیسی به زبان قومش بود و قرآن کریم نیز که کتاب مسلمانان است، به زبان قومی است که این کتاب در میانشان نازل شده است، پس این از حکمتهای الاهی است و هیچ کار خدا خلاف حکمت نیست.
حکمت خدا در آن است که کتب آسمانی را به زبان قومی بفرستد که می خواهد آنان را به وسیله این کتاب هدایت کند، چون حکمت خدا نمی گذارد که او کتابی به فایده را برای مخلوقات بفرستد، زیرا او هیچ چیز را عبث و بیهوده نیافریده است، پس چگونه می تواند کتابی را نازل کند که مخاطبانش از آن استفاده نکنند…

نتیجه:
از نظر نقل و عقل، بر خدا لازم است که فرستادگان خود (پیامبر و کتاب آسمانی) را به زبان قومی که می خواهد آنان را هدایت کند بفرستد.

پانوشت:
1. سوره ابراهيم، آيه 4.

1 Comment

  1. درود بر شما،دقیقا همینطوره ما وقتی چیزی نمی فهمیم اخه به چه دردی می خوره .بخاطره همینم همه از دین فراری شدن…

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*


2 − دو =