استخاره در بهائي ت

در “گنجینه ی احکام” می گوید: در استخاره و عدم اعتبار آن حضرت ولی امر الله واجب است توجه تام و استمداد از مصدر فیض و الهام است لا غیر.[1]
جناب “شوقی” متوجه نشده است که استخاره، همان توجه و استمداد از مصدر فیض است و لا غیر.
بسیار مى شود که انسان براى انجام کار مهمّى، متحیّر و سرگردان مى شود و مطالعه درباره جوانب آن، رفع تحیّر از او نمى کند؛ با افراد آگاه مشورت مى کند، ولى آنها نیز نظرات مختلفى دارند، و او همچنان در کار خود سرگردان مى ماند و اگر این سرگردانى ادامه یابد، خسارت هاى سنگینى دامن گیر او خواهد شد.در این گونه موارد، دستور استخاره داده شده است که انسان طبق آداب ساده اى با خداوند بزرگ – به وسیله قرآن مجید یا تسبیح و مانند آن – مشورت کند و از ذات پاکش هدایت و راهنمایى به آنچه خیر و صلاح اوست، بطلبد؛ به یقین خداوند نیز او را ـ طبق روایات صریحى که داریم ـ راهنمایى خواهد کرد.
استخاره، نه تنها انسان را از حال تحیّر و سرگردانى – که بدترین حالات است و مایه تلف شدن وقت و نیروى اوست – نجات مى بخشد، و او را با اراده و تصمیم قوى و گام هاى استوار به سوى مقصد به حرکت وا مى دارد؛ بلکه واقعاً نیز راهنما و راهگشا به سوى خیرات است و این حقیقتى است که در روایات اسلامى وارد شده است.
گاه انسان براى کارى استخاره مى کند و مطابق آن، به سوى آن کار مى رود و ظاهراً نتیجه اى نمى گیرد، امّا بعد از ماه ها، یا سال ها، رمز عجیب آن استخاره را درمى یابد.

به هر حال، استخاره را با پیشگویى نباید اشتباه گرفت; بلکه استخاره خیر و صلاح کار را از طریق درخواست از خداوند، به انسان نشان مى دهد.[2]

به همین جهت؛ مسلمانان چون با حال توجه و خلوص نیت متوسل به خدا می شوند و رفع تحیّر را از کتاب خدا (نه از اقدس؛) درخواست می کنند جواب بسیار کافی و شافی و مناسبی در می یابند.

ولی از انصاف نباید گذشت چون موضوع سؤال و بحث در پیرامون استخاره کردن به کتاب “اقدس” بوده است و جناب شوقی هم به طور مسلم متوجه بود که اقدس کتابی نیست که قابل استخاره به آن باشد، از این لحاظ می گوید: شما باید به سوی خدا متوجه باشید.[3]
منبع:
پرشین مکارم/گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html
1. مفاتیح نوین، ص 1137.
2 .گنجینه ی احکام، ص 365.
3. محاکمه و بررسی در تاریخ و عقائد و احکام باب و بهاء،ج 2، ص 69.

13 Comments

  1. دوست داشتن به دله، بی خیال ظاهر

    بهش گفتم: امام زمان عج رو دوست داری؟

    گفت: آره! خیلی دوسش دارم

    گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟
    گفت: آره!

    گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟

  2. سلام
    بعضیا همین قداست رو با قاطعیت درباره صبر اومدن دارن و داستانها از رویت آثارش نقل میکنن.
    اگر چنین استخاره واقعا از طرف معصومین بود باید کنار کتب دستنویس منسوب به ائمه هم خوب یا بد دیده میشد. اما در کتب استان قدس رضوی که وجود نداره.
    اینا به ابداعات بشری میمونه نه دستور ائمه.
    ارزش قرآن مجید به جسمش نیست در صفین خیلیا همینارو به حضرت علی جواب دادن چون فرمود “انا قرآن ناطق”
    استخاره روی کاغذ قرآنه اما اصالت به معنی و مفهومشه
    در پناه حق استاد.

    • دوست عزیز
      اولا هر چه به دست ما نرسیده دلیل بر نبودش نیست، البته دلیل بر بودش هم نیست، اینکه در این نسخ نیست، دلیل بر انکار نیست.
      ثانیا نگفتن که در قرآن خوب و بد بنویسید که می فرمایید در قرآن آستان قدس نیست.
      ما در روایات معتبر داریم درباره استخاره دستوراتی داده شده است.
      بله جسم قرآن مراد نیست، ما هم از معنا و مفهوم قرآن بهره می گیریم و می گوییم استخاره با قرآن کار هر کسی نیست، حد اقل باید یک آشنایی با قرآن داشته باشد، استخاره با قرآن کار هر کس نیست، البته ما انواع دیگری از استخاره هم داریم…

      • سلام
        چطور امروز این همه روایات معتبر جای خودش رو به کلمات خوب یا بد بالای صفحات داده……….
        بذار کمی برگردیم عقب. شاید حکم استخاره در اسلام بوده مثل حکم حجاب. ولی اینها دلیل نمیشه که در دین بعد هم باشه. گاهی جوابها فرصت میده تا دور یک بحث بچرخیم ولی هرگز به مرکز اصلیش نمیرسیم. شاید چندین حکم اسلام در دین بهائی نسخ شده باشه. همگی اونها در بحث دینی هم ارز هستن. شما دونه دونه میگین که پررنگتر بشه؟ یکیش رو بتونین قبول کنین باقیش هم مقبوله اگه نتونین کلیت نسخ احکام دین پیشین رو قبول کنین دیگه تعدادش مهم نیست. شما از تعدد برای اثبات کمک میگیرین نه از اصالت. کسی یا اصل مطلب رو قبول میکنه یا نه. من هم عقلی هم نقلی هم بیراهه رو رفتم. وجدانا از حکم اسلامی استخاره هم خبری نداشتم فقط سعی کردم جواب سلیقه ای رو نشون بدم. اونقدر شاخه در دیانت هست که فرصت دیدن همش نیست چه برسه به تحلیل.
        بدرود.

        • دوست عزیز؛ اولا که این خوب و بدی که بالای صفحات می نویسد، از نظر مراجع تایید شده نیست و شاید اشتباه هم در آن رخ داده باشد.
          در ثانی من چند سئوال دارم، امیدوارم پاسخش را برایم بنویسید:
          1. بفرمایید به چه دلیل دین اسلام نسخ شده است؟
          2. در قرآن نوید پیامبر جدید داده شده است؟
          3. دلایل و قرائنی بر پیامبری جناب حسینعلی نوری وجود دارد؟
          4. اصلا دلیل بهائیان بر اینکه ایشان پیامبر است چیست؟
          5. کدامیک از تعالیم بهائیت هست که تناقض نداشته باشد، الاهی باشد و در اسلام نباشد؟

          • سلام
            باز نظرم پرید که.
            جدی خودش پاک میشه. صبح بودها. الان پر. کلاغ پر نظر پر نظر که پر نداره
            خداییش منو دست انداختی؟ جواب سوالات رو نمیدونی گناه که نیست.
            یا سایتت رو درست کن یا بگو ما بیخیال بشیم.
            خداحافظ

          • سلام
            یعنی سایتت بیچاره کرد.
            من نمیفهمم کی پاک میشه کی میاد.
            دخلم اومده

    • سلام
      سلطان عثمانی سگی را در قفس انداخت و میزد و میگفت (استغفرالله) بهاءالله را میزنم. به گوش حضرتش رسید فرمودند زود است که سرش آید. چندی بعد پسرش (یا فردی از خاندان عثمانی) سلطان را مخلوع کرد و در قفسی انداخت و میزد.
      مراقب باش جناب اون به زدن علاقه داشت چوب خدا سرش آورد شما به مقولات زشتی علاقه دارین…
      ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی این ره که تو میروی به ترکستان است.
      تو وبلاگت هم که هرچی رو دوست نداری پاک میکنی. بذار همه نظر بدن. جمشید صداقت کیش خدا که نیست هرچی میگه رو قبول داری. نظر مخالف رو هم نشون بده دلاور!
      خداحافظ

      • دوست عزیز، ما نه بهاء الله را سگ می دانیم و نه چنین برخوردی با بهائیان داریم؛ لیکن، اینکه فرمودی همه نظرات را نشان بده، ما همه نظرها را نشان می دهیم و الان حدود 28 نظر در صف تایید است، دوست عزیز بسیاری از نظرات طولانی است و وقت می برد، از این رو ما در وقت مناسب به آنان پاسخ می گوییم ولی در وقت های کوتاهی که به دستمان می آید، نظرات کوتاه را پاسخ می گوییم.
        ان شاء الله تا جمعه آینده همه نظرات تایید خواهند شد.
        مطمئن باشید که هیچ نظری پاک نخواهد شد….

        • درود
          در این مطلب با جناب “چرا بهائی نیستم” بودم.
          قبلا نظر داده بودم توی وبلاگش همه رو پاک رد. این بار به شما حرفی نزده بودم.
          ان شاءالله که حرفتون درست باشه و خوتان هم نظری را پاک نمیکنین
          بدرود.

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*


هجده − پنج =