آموزه های بابیت و بهائیت در قالب احکام

«أَ لَمْ تَرَ إِلىَ الَّذِینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ ءَامَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْكَ وَ مَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ یُرِیدُونَ أَن یَتَحَاكَمُواْ إِلىَ الطَّغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُواْ أَن یَكْفُرُواْ بِهِ وَ یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَن یُضِلَّهُمْ ضَلَالَا بَعِیدًا؛ آيا كساني را نديده اي كه مي پندارند به آنچه به سويت فرستاده شده، ايمان دارند، ولي بنا دارند كه داوري خود را نزد طاغوت برند. اين در حالي است كه فرمان داده شده اند كه به طاغوت كافر شوند و شيطان مي خواهد آنان را به گمراهي شرفي افكند.» سوره مبارکه نساء، آیه 60

 نگاهی به احکام بهائيت

بهائیان میرزا علی محمد باب شیرازی را «مهدی موعود اسلام و همه ادیان الاهی دانسته و علاوه بر آن وی را مؤسس شریعت جدید بابیه» و مبشر به ظهور دین بهاءالله معرفی می کنند.
بینیم این شخص والامقام و الهی به تعبیر بهائیت» چه می گوید؟!
مطالب از کتاب «بیان» نقل می شود، یعنی همان کتابی که علی محمد باب، آن را کتاب خود می خواند و با استعانت از آیه: «الرَّحْمَانُ(1)عَلَّمَ الْقُرْءَانَ(2)خَلَقَ الْانسَنَ(3)عَلَّمَهُ الْبَیَانَ(4)» مدعی بود که خداوند نیز به کتاب او اشاره کرده است!!!
1. لا یجوز التدریس فی کتبه غیر البیان»؛ تدریس هیچ کتابی جز کتاب بیان علی محمد باب جایز نیست. ص30
2. در وجوب خراب نمودن بقاع متبرکه قبل از هر ظهور توسط ظهور بعد !!!ص135
3. صادره نمودن اموال افراد غیر متدین به بیان ص 157
4. کلیه غنائم که از جنگ بابی ها با مسلمانان بدست می آید متعلق به باب میرزا علی محمد است. ص 159
5. بر هر پادشاهی که در دین بابیه به سلطنت می رسد، واجب است احدی غیر از بابی ها را بر روی زمین زنده نگذارد.
6. بر 5 قطعه زمین غیر از بابی ها کسی نباید زندگی و سکونت کند. ص 193
7. در حکم محو و نابودی کلیه کتب مگر کتب نوشته شده در مورد بابیت ص 198

اعتراف بهاءالله به احکام ضد حقوق بشری میرزا علی محمد باب:
عبد البهاء (عباس افندی) ، در کتاب مکاتیب، جلد 2، ص 266 می گوید:
در یوم ظهور حضرت اعلی میرزا علی محمد، «منطوق بیان» عبارت بود از:

* گردن زدن غیر بابی ها

* سوزاندن کتابها و اوراق

* ویران کردن بقاع متبرکه

* و کشتن همه مردم مگر کسانی که ایمان بیاورند و باب را تصدیق کنند.»
البته اخیراً برای اینکه از این افتضاح جلوگیری کنند و از سیستم «ماست مالی» بخوبی بهره مند شوند، همه جا تبلیغ می کنند که «بابیه» از «بهائیه» جداست! ولی همچنان زیارت محل دفن علی محمد باب در شیراز به عنوان «محل حج» ایشان، بر بهائی ها واجب است. اما «بیان» دیگر چاپ نمی شود!
اگر لطف بفرمایند، توضیح بدهند که این چه «مهدی موعود» ی است؟!
آیا اینطوری قرار است منجی بشریت بود؟!

اصولاً این چه دینی (بهائیت) است که مبشر آن، این چنین فردی است؟!
بگذریم… اشکال نداره، علی محمد باب از شما نیست و دینش جداست!
اما با فرمایشات جناب «میرزا حسینعلی نوری» یعنی همان «بهاءالله» پیغمبر جدید و مدعی دین مدرن و جدید برای بشر قرن 21 و قرون آتی! را چه می کنید؟
ایشان به شدت مبلغ و مروج و داعیه دار تفکر : «تساوی حقوق زن و مرد» و «صلح و عدالت جهانی» است. اما اظهارات ایشان خیلی جالب انگیزناک است.

لازم بذکر است که کتاب مقدس بهائیان «اقدس» نام دارد و ما از آن نقل قول می کنیم :
-طاهر کردن نجاسات در صورتی که آب موجود نبود، با گفتن 5 مرتبه «الله اطهر» به طرف شئ نجس پاک و طاهر می گردد! ص 5
-تحریم نماز جماعت و امر به معروف و نهی از منکر ص 5
-زنان شایسته بجا آوردن حج بهایی نیستند!!! ص 10

* حج در نزد بهائیان ــ همانگونه که بیان شد ــ زیارت خانه میرزا علی محمد باب در شیراز و باغ رضوان در بغداد محل اقامت و ادعای نبوت «میرزا حسینعلی نوری» و قبله آنان قبر «بهاءالله» در عکای فلسطین اشغالی است. یعنی بهائیان دارای دو «کعبه» هستند و برای اولین بار «قبر یک انسان قبله بشریت مدرن» شده است…!
-بیت العدل محل جمع آوری پول «زنا» و «روابط نامشروع» میان زن و مرد به طور «نامحدود است!!! * اگر مرد و زنی مرتکب «زنا» شدند، مقدار «9 مثقال» طلا به بیت العدل می دهند و بخشیده می شوند. و اگر «هوس» کردند برای بار دوم «روابط نامشروع» برقرار کنند، مقدار «2 برابر یعنی 18 مثقال طلا» به بیت العدل هدیه می کنند و…
و با همین فرمول به «روابط نامشروع» خود ادامه می دهند. و صندوق «بیت العدل!» را با مثقال های طلا پر می کنند و «حدی» بر این عمل شنیع و حرام متصور نیست. یعنی با این حساب، «ناموس» بهایی فقط و فقط «9 مثقال طلا» ارزش دارد!!! البته ناگفته نماند که در هیچ دین و مرام و مسلکی! بخصوص ادیان الهی، به هیچ وجه من الوجوه چنین مجوزی برای ارتباط نامشروع داده نشده و این عمل در همه جا منفور است و از گناهان بزرگ شمرده می شود… ولی خب دیگه! دین مدرن برای انسان مدرن!!!
– دستور سوزاندن و آتش زدن انسان ها به جرم ایجاد حریق! ص 18

* کسی که عمداً خانه ای را آتش زد، پس او را با «آتش» بسوزانید. و اگر کسی مرتکب «قتل» شد او را بی درنگ بکشید!
-اجازه ازدواج یک مرد با 2 زن و استفاده از کنیز و به استخدام درآوردن دختران دوشیزه برای خدمت رسانی به مردان!!! آیا تساوی حقوق زنان و مردان، آن هم در دین مدرن برای انسان های مدرن قرن 21 و قرون آتی!!! همین بود؟! آیا به نظر «بهاءالله» زن همچونان کنیز و مستخدم مرد باید باشد؟ آیا این است مفهوم وحدت عالم انسانی!!!
-نامشخص بودن ازدواج با محارم و عدم وجود حکم شرعی محارم در بهائیت!!!

* جناب میرزا حسینعلی فقط ازدواج با «زن پدر» را حرام اعلام کرده و در مورد ازدواج با سایر محارم حکمی ذکر نکرده است! آیا عدم ذکر، دلیل بر «جواز ازدواج با محارم» نیست؟ اصولاً محارم در بهائیت چه کسانی هستند؟!
-حکم غیر عملی در مورد ناراحت و محزون کردن دیگران !!!

* اگر فردی را محزون و ناراحت کردید بایستی «19 مثقال طلا» انفاق کنید! از همه حقوقدانان و دانشمندان علم قضاوت دعوت می کنیم نحوه اجرای این حکم را تبیین نموده و به بشریت عصر اتم و فضا و فناوری اطلاعات هدیه کنند!!! جالب اینجاست که حکم «زنا» و «هتک ناموس یک دختر» 9 مثقال طلا و حکم «شکستن دل دیگران» 19 مثقال طلا می باشد!!! واقعاً اینطوری بهائیت می خواد موجب «الفت و محبت» شود؟! البته از «پیر خرفت استعمار»، انگلیس بیش از این هم انتظار نمی رود.
کشوری که این همه به خانواده اصیل و اصالت های طبقاتی و اشراف زادگی و… خود می نازید اما امروز قوانینی در آن تصویب شده که هر انسانی را متعجب می کند!
قوانینی از قبیل: ازدواج همجنس بازان و اجازه برای بچه دار شدن آنها و زندگی بدون ازدواج و… به پرورش و حمایت همه جانبه از بهائیان بپردازد. اما جای دارد، پرسیده شود، فرقه‌ای كه همة حیثیّت خود را وام‌دار استعمار پیر بریتانیای كبیر است و با آرام یافتن در آغوش صهیونیسم جهانی به عنوان آلت فعل، عمل می‌كند، چگونه جرئت می‌یابد خود را ایرانی و مسلمان معرفی كرده و ادّعای ارث از سرزمین اسلامی ایران داشته باشد.
گویا فراموش كرده‌اند كه «جناب عبدالبهاء» یا همان «عبّاس افندی»، فرزند مؤسّس این فرقه و جانشین ایشان، به پاس خدمتگزاری به دولت انگلیس، نشان عالی «سِر» را از این دولت دریافت كرد و سپس دست به دعا برداشت و گفت بار الها! سراپردة عدالت در این سرزمین برپا شده است و من تو را شكر و سپاس می‌گویم… پروردگارا! امپراتور بزرگ ژرژ پنجم، پادشاه انگلستان را به توفیقات رحمانیّت مؤیّد بدار و سایة بلند او را بر اقلیم جلیل فلسطین پایدار ساز.
به دلیل همین خدمات و دعاگویی به دولت فخیمة(؟!) انگلستان و صهیونیسم بین‌الملل بود كه پس از مرگ این ثناگو، یعنی عبّاس افندی، دولت انگلیس نمایندة ویژة خود، آقای هربرت ساموئیل را برای عرض تسلیت به جامعة بهائیان فرستاد تا اعلام كند:
وزیر مستعمرات حكومت اعلیحضرت، پادشاه انگلستان، مستر وینستون چرچیل تقاضا نمود، مراتب هم‌دردی و تسلیت حكومت اعلیحضرت پادشاه انگلستان را به جامعة بهایی ابلاغ نماید.

ناگفته نماند كه این فرقه، با داشتن زیارتگاه، هتل، باغ نُه طبقه و سایر مراكز تفریحی در حیفا و عكا، از شهرهای مهمّ فلسطین اشغالی، همواره مورد حمایت، حفاظت و یاری رژیم اشغالگر قدس بوده است. در حالی كه صاحبان اصلی این سرزمین در محاصرة كامل، در غزّه و سایر نقاط، از آب و نان و قوت لایموت نیز بی‌بهره‌اند.

جز این، فرقة بهائیّت در بسیاری از كشورهای تحت امر «بریتانیا»، «آمریكا» و سایرین مورد تفقّد واقع شده است.
پرفسور نیوویچ، از شخصیّت‌های سیاسی رژیم صهیونیستی در زمان مسئولیّتش، امتیاز اسكان رایگان اعضای بهائیان را در «هند» به آنها اعطا كرد.

این اقدام، به منظور رخنه در این سرزمین و ایجاد شكاف در روابط سیاسی «هندوستان» و «جمهوری اسلامی ایران» صورت گرفته است. چنان كه در ایجاد خدشه در این روابط بی‌تأثیر نبوده‌اند.
این همه تنها به منظور نشان دادن مصادیق عمل فرقه‌ها و خطرات آنها در شرق اسلامی بیان شد. قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ یَهْدی إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ یَهْدی لِلْحَقِّ أَ فَمَنْ یَهْدی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلاَّ أَنْ یُهْدى‏ فَما لَكُمْ كَیْفَ تَحْكُمُون‏؛ بگو: «آیا هیچ یك از معبودهاى شما، به سوى حق هدایت مى‏كند؟! بگو: «تنها خدا به حق هدایت مى‏كند! آیا كسى كه هدایت به سوى حق مى‏كند براى پیروى شایسته‏تر است، یا آن كس كه خود هدایت نمى‏شود مگر هدایتش كنند؟ شما را چه مى‏شود، چگونه داورى مى‏كنید؟ سوره مبارکه یونس، آیه 35

27 Comments

  1. سلام
    من بهائیم قصدم تبادل نظر
    اگر جنجال شود رفع زحمت می کنم
    چقدر حق سوال دارم که تبلیغ حساب نشه؟
    دایره بحثتون فقط چند قانونه و به ملاک اسلام که قطعا همگیش می شه غلط و کفر و غیره
    چند تام اشتباه لپی هست
    مثلا مکاتیب عبدالبها نه بهاالله ج2 نه ج1 البته بحث رو خراب نکرده
    از دینم فراری نیستم اما دلم می خواد تحقیق کنم
    چند مورد در یک مدعی باید باشه که پیامبر به حساب بیاد؟ اگر برای فقدان هرکدوم از حضرت بهاءالله مثال بزنین عیبی نداره.
    اگر نخواستین که خداحافظ

    • علیک سلام
      از در درآمدی و من از خود به در شدم
      بالاخره بحث ریشه آمد وسط، زبانم مو درآورد.
      امیدوارم واقعا تحقیقی باشد
      با اجازه عزیزان، یک دوست طلبه دارم همین گونه سوالی پرسیدم گفت:
      معجزه بیاورد، در ادیان قبل وعده او آمده باشد متاسفانه موارد بیشتری بلد نبود و قرار است بعدا مرا با کسی آشنا کند تا بپرسم
      تا حد دانش بنده میرزاحسینعلی نوری اصلا مدعی معجزه نشده اما ادعا شده که همان بهرام زرتشتیان و رجعت مسیح(ع) و رجعت امام حسین(ع) و امثال آن است
      راستی همین به قول جمله شما قوانین کم مورد اعتراض بنده بوده برو بقیه جاهای سایت ببین
      بدرود

      • سلامي دوباره
        دوست عزيز، در پرسش هاي پيشين درباره چگونگي شناخت پيامبر، مطالبي را نوشتيم كه شما مي توانيد با كليك روي همين جمله به آنجا منتقل شويد.
        اينكه پيامبر بايد معجزه داشته باشد يا پيامبر قبلي به او وعده داده باشد و او را معرفي كرده باشد، يا قرائن و شرايطي بر پيامبري او دلالت كند، راهي است كه مي توان پيامبر را شناخت، آيا شما راه ديگري مي شناسيد، به ما هم معرفي فرماييد. (ما هم ادعاي بلد بودن نداريم.)

        اينكه جناب حسينعلي نوري مدعي معجزه نشده است، نمي تواند دلالت بر پيامبر ايشان داشته باشد و نقطه قوتي براي ايشان به حساب نمي آيد، بلكه نقطه ضعف است. همه انبيا الاهي از خاتم تا آدم معجزه اي داشته اند كه برخي به ما رسيده است، مثل معجزات حضرت موسي (عصا، يد بيضا و ..) و عيسي (زنده كردن مردگان و درمان امراض و …) كه البته معجزه هر يك از پيامبران الاهي به مقتضاي زمان بوده است، يعني در زمان موسي عليه السلام، ساحران بودن و سحر رواج داشت ،ايشان با معجزه خود سحر ساحران را باطل كرد و در زمان عيسي عليه السلام طبابت و … بود و ايشان مردگان را زنده مي كرد تا مدعيان را رسوا سازد.

        مفهومي خاصي از اين جمله شما متوجه شدم، واضح تر بفرماييد: (اما ادعا شده که همان بهرام زرتشتیان و رجعت مسیح(ع) و رجعت امام حسین(ع) و امثال آن است
        راستی همین به قول جمله شما قوانین کم مورد اعتراض بنده بوده برو بقیه جاهای سایت ببین)

        به اميد ظهور مهدي موعود…

        • سلام
          در جواب بهائی گفته بودم که ادعای معجزه از طرف میرزا حسینعلی نوری نشده اما ادعا کرده موعود زرتشتیان (بهرام-سوشیانس) که بهرام را به خود نسبت داده و رجعت مسیح را و رجعت حسین (ع) را. در آثار بهائی ادعا شده رجعت بازگشت همان جسم و روح نیست زیرا آن مفهوم عودت است و رجعت را به صفات دانسته اند.
          بخش همین قوانین کم هم چون بهائی گفته فقط چند قانون محدود رو به بحث گذاشتید گفتم همین تعداد رو هم من خطای روایت میدانم و حاوی اشتباهات گزارش. مثلا لواط صریحا در بند 72حرام شده اما دائم گفته میشود “بهاءالله شرم کرده” و غیره.
          بدرود

          • متاسفانه نظرات بهائی به دست ما نرسیده است. چند روزی مشکلی برای بخش نظرات پیش آمد و دوستانی که دیدگاهی می گذاشتند تنها هنگامی که نظر می گذاشتند برای خودشان ذخیره می شد و به دست مدیریت سایت نمی رسید و پس از آن که از سایت بیرون می رفتند، نظرات هم پاک می شد. این مشکل الان حل شده است.
            دوست عزیز، هر ادعایی باید همراه دلیل باشد. مثلا معجره ای که همه انبیا الاهی داشته اند (برای مثال ید بیضای موسی، عصای موسی، زنده کردن مردگان توسط عیسی و …) دلیلی بر نبوت آنان بود. پس ایشان که ادعای معجزه که دلیل نبوت است، نکرده، چه دلیلی دارد موعود باشد؟
            در ثانی مگر موعود بهائیان، علی محمد باب نیست؟
            ثالثا شما می فرمایید به خود نیست داده است، اگر من هم بگویم مقامی را به خود نسبت دهم شما بدون دلیل آن مقام را از من می پذیرید؟
            درباره رجعت، چه دلیل و مدرکی بر صحت ادعای بهائیان هست؟
            لواط در کجا حرام شده است؟
            موفق و پیروز باشید.

    • علیک سلام
      از در درآمدی و من از خود به در شدم
      بالاخره بحث ریشه آمد وسط، زبانم مو درآورد.
      امیدوارم واقعا تحقیقی باشد
      با اجازه عزیزان، یک دوست طلبه دارم همین گونه سوالی پرسیدم گفت:
      معجزه بیاورد، در ادیان قبل وعده او آمده باشد متاسفانه موارد بیشتری بلد نبود و قرار است بعدا مرا با کسی آشنا کند تا بپرسم
      تا حد دانش بنده میرزاحسینعلی نوری اصلا مدعی معجزه نشده جز ماجری دعوت از علما و … که البته نهایتا به هر دلیل معجزه ارائه نشد. ادعا شده که همان بهرام زرتشتیان و رجعت مسیح(ع) و رجعت امام حسین(ع) و امثال آن است اما دلیل لازم دارد
      راستی همین به قول جمله شما قوانین کم مورد اعتراض بنده بوده برو بقیه جاهای سایت ببین
      بدرود

    • سلام دوست عزیز، برای ما تفاوتی میان بهائی و مسلمان نیست؛ ما در پی حقیقت هستیم و هر که در این مسیر با ما همراهی کند، دوست ماست، چه با اظهار نظر، نقد یا پیشنهاد.
      در تحری حقیقت، جنجال نیست، ما متعصب نیستیم و در راه حق جویی در حد توان، راه مولایمان حسین بن علی علیه السلام (آزادگی) را می پوییم.
      شما هر سئوال که دارید (برای آن که حق روشن گردد) بپرسید، ما در حد توان پاسخ می گوییم، اگر پاسخی در خور پرسش شما نداشتیم، یا آدرس می دهیم یا پرسیده و پاسخ شما را خواهیم داد. (ما عالم دهر نیستیم و ادعایی هم نداریم و با ادعای بی جا شما را از حقایق محروم نمی سازیم.)
      ادعایمان این است که اسلام کامل است و پاسخگوی همه پرسش ها، بر این اساس هم گام بر میداریم و هر جا که علم کافی نداشتیم به اهل علم مراجعه می کنیم.
      دایره بحث، دایره حق و باطل است. هر آن چه حق را روشن و آشکار می سازد، بپرسید.
      ما منکر اشتباهات نیستیم، انسان ممکن الخطاست البته نه جایز الخطا.
      ما با کمال میل شما را در تحقیقتان یاری می کنیم، ان شاء الله که در تحری حقیقتتان موفق و پیروز باشید.

      – برای شناخت هر پیامبری، سه راه وجود دارد:
      1. معجره (کاری که از توانایی نوع بشر «حتی نوابغ» خارج است و آورنده آن ادعای منصب نبوت و رسالت را داشته باشد و این کار مطابق ادعایش باشد و جهانیان از مقابله و آوردن همانند آن عاجز باشند.)
      تا جایی که بنده می دانم، جناب حسین علی نوری هیچگاه ادعای معجزه نکرده اند.

      2. گواهی پیامبر پیشین که نبوت او با دلیل ثابت شده است. (پیامبر آینده را با ذکر نام و مشخصات معرفی کند.)
      پیش از آن که جناب حسینعلی نوری مدعی پیامبری شوند، پیامبر اسلام ظهور کرد و بهائیان نیز پیامبری ایشان را قبول دارند، حال باید برای پیامبری حسینعلی نوری، از گواهی پیامبر اسلام مدد گرفت، لیکن در نص صریح کتاب آسمانی حضرت محمد (ص) (قرآن) آمده است: و لکن رسول الله و خاتم النبیین. که این با ادعای پیامبر جناب حسینعلی نوری تناقض دارد.

      3. سومین راه شناخت پیامبر، قرائن و شواهدی است که به طور قطع نبوت و رسالت را ثابت می کند که چند نمونه را می شماریم:
      أ. بررسی خصوصیات روحی و اخلاقی کسی که مدعی نبوت است. (صداقت مدعی، داشتن صفات عالی، اخلاق فاضله انسانی و …)
      در این باره چیزی نمی گویم، خواندن نامه خواهر جناب حسینعلی یعنی عزیه خانم به عباس افندی که به رساله عمه شهرت دارد، در بیان این خصوصیات روحی و اخلاقی کافی است.

      ب. بررسی محتویات آیین و دستورات او از نظر عقلی و منطبق بودن آئینش با معارف الاهی و فضایل انسانی.
      ادعاهای الوهیت و ربوبیت ( لا اله الا انا المسجون الفرید، ولد من لم یلد و لم یولد و …)، دستور سجده بر جناب حسینعلی نوری در زمان حیات و قبله شدن قبر ایشان و سجده بر قبرشان بعد از حیات، ناقض گذاشتن حکم ازدواج با محارم، حکم لواط و همجنس بازی، سوزاندن کتب، تحریم نماز جماعت و امر به معروف و نهی از منکر، تفاوت میان زن شهری و روستایی در مهریه و …، حکم زنا و دستور سوزاندن و آتش زدن انسان ها به جرم ایجاد حریق و … که بررسی این عقاید ایشان و آن احکامی که صادر کرده اند با معارف الاهی با شما باشد.

      ج. ثبات و استقامت او در دعوت و مطابقت عمل او با قولش.
      پس از آن که برادر کوچک ایشان به عنوان جانشین باب معرفی شد، حسینعلی نوری هشت سال از ایشان پیروی کردند، پس از هشت سال برای کسب مقام جانشینی، اقدام کردند و با واکنش برادر کوچکتر روبرو شدند، از ترس جان به سلیمانیه عراق گریخت و پس از دو سال توبه نامه ای نوشت و با اجازه برادر برگشت و در خدمت برادر بود تا فرصت لازم را فراهم آورد. در این مدت خود را در خدمت برادر خواند و کارهایی را کرد که در نامه خواهرش (رساله عمه) باید خواند.
      د. بررسی وضع پیروان او و شناخت مخالفینش.
      دوست عزیز شما خود بهائی هستید، حقایق بهائیت را بهتر از من می دانید، اینکه بهائیان برای چه چیز جذب بهائیت می شوند و اینکه مخالفین آن، مخالف چه چیزهایی هستند. آیا مخالفت تنها به دلیل تعصب است یا حرف حقی هم در این میان گفتارشان هست. اینکه می گویند همه ادیان الاهی اصولی دارند که از جمله آنها توحید است و همه از روز حساب، عدل الاهی و بهشت و دوزخ سخن می گوید و اینکه انسان بیهوده آفریده نشده است، سخن بیهوده ای است! بخشی از حرف مخالفین بهائیت این است که چرا اصول بهائیت، خلاف اصول سایر ادیان است. همه ادیان انسان را به معنویات می خوانند لیکن اصول بهائیت، از تساوی حقوق زن و مرد، ترک تعصب، زبان و خط جهانی و … تشکیل شده است، نه از خدا نام می برد، نه از علت آفرینش انسان سخن می گوید.
      اسلام هم اصول دارد که از جمله توحید، نبوت، امامت، عدل و معاد است. از خداشناسی شروع می شود و به انسان می گوید: بشر، بدان که خدا یگانه است، پیامبری را برای هدایتت فرستاده، راهنمایانی داری که راه زندگی را نشانت می دهند، خدا عادل است، پس برای زندگیت برنامه داشته باش، چون بیهوده آفرینده نشدی، بازگشت و حساب و کتابی در کار است.

      و. چگونگی تبلیغ او و همچنین توجه به اینکه برای اثبات آئینش از چه وسائلی و چه راههایی بهره می برد.
      شیوه های تبلیغ بهائیت را که شما بهتر از من می دانید، با به کارگیری دختران و پسران، احکام دو پهلو، وعده هایی چون تساوی حقوق زن و مرد در حالی که در عمل مخالفش عمل می کنند و در ارث و حتی چینش بیت العدل این تناقض نمایان است. بیان نکردن حکم ازدواج با محارم، وحدت عالم انسانی که با جمله معروف جناب عباس افندی (خلق الله البقر علی هیئت البشر) نقض می شود و …

      از این که طولانی شد، معذرت می خواهم، البته شاید کم و کاستی هایی هم داشته باشد، شاید حاشیه هایی هم رفته باشم.
      موفق و پیروز باشید.

      • سلام
        من دیروز یا پریروز مطلبی دراز در جواب نوشتم ولی الان نیست
        همه ش رو با سوادم گفته بودم. الان هیچی نیست. چرا پاکش کردین؟
        رساله عمه و معجزه و همه رو جواب داده بودم. برا چی پاک شده. کارتون اصلا خوب نبوده.
        خدافظ

        • سلام دوست عزیز
          ما نظری را پاک نکردیم، در بخش نظرات مشکلی پیش آمده بود که نظرات ذخیره نمی شد تنها شما می دیدید که نظرات ذخیره شده است ولی به دست ما نمی رسید، اما الان این مشکل حل شده است، لطفا دوباره نظر خود را برایمان ارسال فرمایید.
          با سپاس

  2. سلام
    صاحب سایت
    الآن اینجا اظهار نظر یکی با اسم Bahai نبود؟
    یعنی دوباره با سایت دیگه قاطی کردم؟
    ولی بود ها؟! بعد هم نظرم نرفت و حالا دو تا شده و …
    چه خبر شد نکند هک بشوید؟
    اگر کسی نبوده نظرهایم را پاک کن یا حداقل بالائی را
    بدرود

    • سلام
      استاد به نظرم نرم افزار سایتت یک مشکلی دارد
      کافیست چند نفر از یک کافی نت با شما تماس گیرند
      آزمایش کردم یک بار ایمیلم را کمی عوض کردم همه نظرات ریخت به هم
      فکر کنم از همین جا چند بار هک شدی
      چکش کن
      به IP و غیره مربوط است
      شاید الآن هم دارند هک میکنند
      بدرود

      • نه در خدمت شما هستم، به خاطر وقت کم و اشتغال زیاد و اینکه دوستان نیز در دسترس نیستند، پاسخگویی به شما، کمی با تاخیر صورت خواهد پذیرفت.
        موفق باشید.

    • افشین جان سلام
      از اینکه چندی فاصله افتاد و نتوانستم در خدمتتان باشیم، معذرت می خواهم
      برخی از دوستان در دسترس نیستند و بنده نیز به خاطر بعضی اشتغالات، کمی دیر خدمتتان رسیدم، چشم سعی می کنم بخضی از نظرات شما را در حد توان امشب پاسخ بدهم.

      • سلام دوست گرامی
        ببخش که نامت را نمیدانستم تا خطاب کنم
        قصد کسب دانش است هر زمان توانستید ممنون خواهم بود
        قبول دارم چون دقیقا خودم هم مشغله داشتم هم از کسی نظر میخواهم که جواب نمیدهد
        با هم بی حسابیم (البته این جمله آخر مزاح است)
        همین که توجه داری منت است
        بدرود

        • سلام دوست عزیز
          از ابراز محبت شما سپاس گذارم.
          هر یک از پرسش های شما در اسرع وقتی که یافتم، پاسخ خواهم داد.
          موفق و پیروز باشید.

  3. سلام
    جسارتا اجداد مرا جلوی چشمانم آوردی اما کلامم را نشنیدی و نخواندی.
    پنج بار مینویسم تا شاید جریمه مرا بپذیری
    بند 72
    بند 72
    بند 72
    بند 72
    بند 72
    کلمه الغلمان یعنی هم جنس بازی که صریحا حرام شده.
    در جواب معجزه هم عرض شد برای حضرت محمد به جز معجزه معنا و کلام در قرآن چیزی ذکر نشده و معجزه معنا مشابه ید بیضا و عصا و … نیست آنها قطعی و غیر قابل انکارند اما معجزه معنا قابل انکار است و اثباتش نیازمند مدت زمان. بعد هم ایات 90 تا 95 اسرا ذکر شد و جواب حضرت محمد 96 که ایشان از قبول انجام معجزه امتناع کردند.
    جان هر کس میپرستی بخوان اگر دوباره بگوئی آنکه میگوئی کجاست دیگر جواب نمیدهم.
    بدرود.

    • دوست عزیز اگر قرار بود همه چیز در قرآن بیاید، که قرآن یک جلد نبود… برای هر چیز که نیاز بوده، نمونه ای به صورت مستقیم یا غیر مستقیم آمده است، چون کتاب هدایت است نه شرح تاریخ و …

      قرآن معجزات بسیاری داشته است که برخی تعدادش را 4440 معجزه دانسته و 3000 آن را ذکر کرده اند (مناقب ابن شهر آشوب 1/189، تحقيق : دكتر بقاعى، بيروت) و در کتب گوناگون ثبت و ضبط شده است، از جلمه: به مقاله معجزات پیامبر خاتم مراجعه فرمایید.

      شما قرآن را معجزه معنا خواندید، در حالی بخش از معجزه قرآن، معنای آن است، این که قرآن از حروف مقطه استفاده کرده است، به این معناست که خدا می خواهد بگوید: من از همین حروفی برای نزول کلامم یعنی قرآن به کار بردم که شما پیوسته در مکالمات روزانه خود استفاده می کنید، ولی ای بشر بدان که هیچ گاه نمی توانی مانند آن را بیاوری!

      شما فرمودید که معجزه بودن قرآن قابل انکار است، پس چرا کسی پس از 14 قرن نتوانسته است مثل آن یا حتی سوره ای مانند آن را بیاورد؟
      14 قرن زمان برای قابل انکار بودن آن کافی نیست، چه قدر زمان نیاز است ،19 قرن کافی است؟

      • سلام
        باز نظراتم پاک شده.
        به تصریح قرآن تر و خشکی نیست مگر در قرآن آمده باشد.
        مطلب حروف مقطعه تنها در حد ادعا بیان شد اما چیزی فراتر نگفتید و معنای حرفتان هنوز نامعلوم است.
        البته قرآن خودش یک معجزه است و همه اینها که گفتی ادعا میشود معجزه پیامبر است. تنها ادعا. چون نه در قرآن تایید شده نه در احادیث. روایاتش هم از افردایست که دیده اند. مثل مردمی که مدعی دیدن امام در ماه بودند و خود امام رد میکرد آنها قسم میخوردند تصویر امام در ماه بوده!
        البته برخی ادعای همتای قرآن داشتند اما تنها امام معصوم میتواند کذب ادعاشان را معلوم کند. مثلا برخی شعرای عرب. نیز ادعای سید باب که یا کذب است و حضرت مهدی که بیاید معلوم میشود و یا حرفش صحیح که دیگر بحث تمام است.
        بدرود

        • سلام عليكم
          به نظر شما اينها كه نوشته ايد به هم ربطي هم داشت؟
          بله قرآن مي فرمايد: َ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مُبينٍ؛ ولي اين چه چيز نوشته شما را اثبات مي كند؟ همه چيز در قرآن هست، ولي برخي اوقات به صورت تفصيل و برخي اوقات به اندازه راهنمايي. قرآن كتاب هدايت است، نه كتاب فيزيك و شيمي و … ولي چهارده قرن پيش، در مورد همين فيزيك و شيمي هم راهنمايي كرده است.
          دوست عزيز قرار نيست همه چيز در قرآن و حديث آمده باشد؛ منابع اسلامي سه تا است: قرآن و سنت و عقل
          اگر قرار بود همه چيز در قرآن بيايد، قرآن يك جلد نبود…

          در ثاني بسياري از احاديث اسلامي متاسفانه به خاطر تدبيرات برخي ملعونين، به دست ما نرسيده است.
          حروف مقطعه در برخي روايات معنا شده است، ولي مفسرين مي گويد اين حروف چند معنا مي تواند داشته باشد:
          1. رمزي ميان پيامبر و خداي سبحان
          2. اينكه قرآن كه معجزه است و همه از آوردن مانند آن عاجزند، از اين حروف تشكيل شده است.

          اين حرف شما (روایاتش هم از افردایست که دیده اند. مثل مردمی که مدعی دیدن امام در ماه بودند و خود امام رد میکرد آنها قسم میخوردند تصویر امام در ماه بوده!) نيز مغالطه است…

          اگر مدعياني كه همتاي قرآن آوردند بر حق بود، به نظرتان نبايد باقي مي ماند، ولي آنان رسوا شدند و هيچ اثري از آنان نيست…
          در اين موارد، علما كذب ادعايشان را اثبات كردند و نيازي به حضور امام معصوم نبود..

          همچينن شما قصه ادعاي علي محمد باب را نخور، چون همان علمايي كه مدعيان همتاي قرآن را رد كردند، ادعاي پوچ و بي اساس مدعي بابيت و مهدويت را هم باطل كردند، آنان مجالسي نه يك مجلس برگزار كردند و با پرسشهايي كه از او كردند، او را از پاسخ ناتوان ساختند، در نتيجه او خود مجبور شد توبه نامه اي بنويسد كه اكنون در كتابخانه مجلس شوراي اسلامي موجود است…

          بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفيظٍ…

  4. سلام من هم کلاسیم و رفیقم رو تازه فهمیدم که بهایی.میشه یه فرد بهایی برام در مورد دینهمون فردی که مخواد جواب منو بده دارم -راست میگن که سکس با هر کس مشکلی نداره در دینتون؟
    و اینکه مراسمی در سال دارید که لباس زیر های زنان به هوا پرتاب میشه و دست هر مردی اومد اون زن اونشب دراختیارش است؟

    • سلام دوست عزيز
      در بهائيت، ازدواج با محارم جز ازدواج با همسر پدر جايز است، در باره لواط نيز حكمي وجود ندارد؛ يعني باب حيا كرده كه در اين باره سخن بگويد.
      درباره پرسش دوم شما، چيزي نشنيده ام.

  5. علیک سلام
    از در درآمدی و من از خود به در شدم
    بالاخره بحث ریشه آمد وسط، زبانم مو درآورد.
    امیدوارم واقعا تحقیقی باشد
    با اجازه عزیزان، یک دوست طلبه دارم همین گونه سوالی پرسیدم گفت:
    معجزه بیاورد، در ادیان قبل وعده او آمده باشد متاسفانه موارد بیشتری بلد نبود و قرار است بعدا مرا با کسی آشنا کند تا بپرسم
    تا حد دانش بنده میرزاحسینعلی نوری اصلا مدعی معجزه نشده جز ماجری دعوت از علما و … که البته نهایتا به هر دلیل معجزه ارائه نشد. ادعا شده که همان بهرام زرتشتیان و رجعت مسیح(ع) و رجعت امام حسین(ع) و امثال آن است اما دلیل لازم دارد
    راستی همین به قول جمله شما قوانین کم مورد اعتراض بنده بوده برو بقیه جاهای سایت ببین
    بدرود

    • سلام دوست عزيز، فرموديد آن بنده خدا بلد نبود، ما پاسخ شما را در مقالات گوناگون داده ايم:
      1. معجزه
      2. معرفي توسط پيامبران پيشين
      3. قرائن و شواهدي بر پيامبري مدعي

      ولي اينكه پيامبر نماي بهائي مدعي معجزه نشده است، به اين دليل است كه ايشان اصلا پيامبر نبوده تا توان آوردن معجزه داشته باشد.
      مراد از اين دو جمله را توضيح دهيد تا پاسخ دهيم:
      ادعا شده که همان بهرام زرتشتیان و رجعت مسیح(ع) و رجعت امام حسین(ع) و امثال آن است اما دلیل لازم دارد
      راستی همین به قول جمله شما قوانین کم مورد اعتراض بنده بوده برو بقیه جاهای سایت ببین

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*


ده − چهار =