چرا تساوی حقوق زن و مرد اشتباه است؟ (1)

زنان با مردان مساوی نیستن؛ چرا که آنان زودتر از مردان مکلف می شوند، شايد از خود بپرسيد كه چه ربطي دارد؟
تا به حال از خود پرسیده اید که چرا دختران زودتر از پسران بالغ می شوند؟

ما این سئوال را از آیت الله جوادی آملی پرسیدیم و ایشان در این باره فرمودند:
«توفیق زن بیش از مرد است و اگر انسان تنزل کند، حداقل باید بگوید زن همانند مرد است زیرا ‏تقریبا شش سال قبل از اینکه مرد مکلف شود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذیرفته است.
زن ‏همین که از نه سالگى گذشت و وارد دهمین سال زندگى‎ ‎شد، خدا او را به حضور مى‏ پذیرد و با او ‏سخن مى‏ گوید، روزه را بر او واجب مى‏کند و مناجات‌هاى او را به عنوان دستور مستحب شرعى ‏گوش مى‏دهد. وقتى که هنوز مرد به عنوان یک نوجوان مشغول بازى است، زن مشغول راز و نیاز ‏و نماز است.
6 سال زمینه‏ سازى کردن و از دوران نوجوانى او را به حضور پذیرفتن، نماز را که ‏عمود دین است بر او واجب کردن، روزه را که سپر دین است و حج را که وفد الى‏الله است و ‏مهمانان در آن سفر به ضیافتگاه خداوند مى‏روند بر زن واجب کردن، اینها همه نشانه آن است که ‏زن براى دریافت فضائل، شایسته‏تر از مرد است و اگر این منطق درست تبیین و اجرا شود، نتیجتا ‏معلوم خواهد شد که زن بالاتر از مرد و لااقل همتاى مرد است.

‏زن گرچه ممکن است در طى دوران عادت از برخى از عبادات محروم باشد اما تمامى آنها ‏جبران‏پذیر است زیرا قضاى روزه‏ها را به جا مى‏آورد و براى نماز اگر وضو بگیرد و در مصلاى خود رو به ‏قبله بنشیند و به مقدار نماز ذکر بگوید، ثواب نماز را مى‏برد؛ همان‌گونه که اگر مسافرى پس از ‏خواندن دو رکعت واجب، سى یا چهل بار تسبیحات اربعه را تکرار کند، جبران آن دو رکعت ساقط ‏شده را خواهد کرد. پس این‌گونه از فضائل جبران‏پذیر است.‏
عمده آن است که مرد وقتى پانزده سالگى را تمام کرد و وارد شانزدهمین سال زندگى شد، ‏شایستگى خطاب الهى را کسب مى‏کند و قبل از آن چنین لیاقتى ندارد زیرا بلوغ زمینه تشرف به ‏مقام عبودیت است.
درباره یکى از علماى شیعه به نام ابن طاووس ـ رضوان‌الله علیه ـ نقل شده است که روز بلوغش ‏را جشن گرفت. او وقتى از پانزده سالگى وارد شانزدهمین سال زندگى شد، دوستان و آشنایان خود ‏را به شکرانه اینکه عمر داشت و سن او به حدى رسید که خداى سبحان با او سخن گفت، جشن گرفت.
انسان‎ ‎تا قبل از بلوغ، مورد خطاب تکلیفى خدا نیست و به ‏هنگام بلوغ لیاقت مى‏یابد که مورد خطاب خداى سبحان واقع شود. اما اینکه آیا این جشن در اسلام ‏مشروعیت دارد و جزو سنن هست یا نه، مساله‏اى جداگانه است. کسى به قصد ورود سنت، اقدام ‏به برگزارى این مراسم نمى‏کند بلکه این جشن را به شکرانه یک نعمت برگزار مى‌کند. شاید ‏مرحوم سید ابن طاووس زیر پوشش اطلاقات اولیه که هر نعمتى به شما رسیده است حق‏شناس و ‏شاکر باشید، چنین عملى را انجام داده است.‎ ‎بر این اساس، بلوغ یک شرافت است. آنان که اهل سلوکند مى‏گویند ما مشرف شدیم نه مکلف، چون زحمت و مشقتى در کار نیست بلکه شرف در کار است؛ لذا در مناجات‌الذاکرین امام ‏سجاد ـ صلوات الله و سلامه علیه ـ مى‏خوانیم «یا من ذکره شرف، اى خدایى که نام تو مایه ‏شرافت است».

اگر کسى به جایى برسد که ذکر خدا گوید و در سایه این ذکر به یاد خدا و خدا هم به یاد او ‏باشد، شرافتى نصیب او شده است و زن 6 سال قبل از مرد به این شرافت مى‌رسد.
چنانچه به این نکته دقت شود، قبل از اینکه مرد به راه بیفتد و در صراط مستقیم گام بردارد، زن ‏بخش زیادى از این راه را طى کرده است. بنابراین هم محرومیت‏هایى که زن در دوران عادت دارد ‏قابل جبران است و هم 6 سال قبل از مرد، از همه مزایایى که مرد محروم است، برخوردار ‏مى‏شود.
در پایان عمر نیز براى زنان غیر سادات پس از سن پنجاه سالگى سخن از ایام محرومیت نیست و در این مدت محرومیت نیز اولا ایام عادت محدود و چند روز بیشتر نیست، ثانیا آنان که باردارند و ‏توفیق حمل امانت را دارند نیز محرومیت از عبادت شاملشان نمى‏شود چون غالبا عادت با حمل ‏جمع نمى‏شود، ثالثا مدت 6 سالى که زن قبل از بلوغ مرد، بالغه مى‏شود، همه نقص‏ها را ‏ترمیم مى‏کند؛ بنابراین اگر نقصانى در ایمان باشد و علت آن هم نقص در عبادت باشد، نه تنها قابل ‏جبران است، بلکه اگر زن به این فکر بیفتد که دوران 6 ساله را مغتنم بشمارد، عظمتى فزونتر نیز ‏خواهد یافت.‏
از آنچه گفته شد روشن مى‏شود سر بیان حضرت امیر ـ سلام‏الله علیه ـ در نهج‌البلاغه که در ‏وصف زن خطاب به امام مجتبى علیه‌السلام مى‏فرماید «‎فاِنّ المرأه ریحانه و لیست بقهرمانه» یعنی زن ریحان است، باید او را زودتر از مرد تحت تربیت و تکلیف قرار داد، در غیر این ‏صورت ضایع مى‏شود.

روایتى دیگر نیز از حضرت صادق ـ سلام‏الله علیه ـ نقل شده است که ‏مى ‏فرماید «‎من اتّخذ امرأه فلیکرمها فانّما امرأه أحدکم لعبه فمن اتّخذها فلا یضیّعها» ‎مراد از لعب در روایت، بازیچه و اسباب‏بازى نیست بلکه یعنى زن ریحانه است، این ریحانه را ‏ضایع نکنید.
اسلام به اولیاى مدرسه و منزل دستور مى‏دهد که به دخترها بیش از پسرها رسیدگى ‏کنید. اگر تکلیف بر دختر 6 سال قبل از پسر شروع مى‏شود، اولیاى منزل و مدرسه مسئولیتشان نسبت به دخترها بیش از پسرهاست‎.

روى این تحلیل معلوم مى‏شود زن براى نماز و راز و نیاز، زودتر از مرد آمادگى پیدا مى‏کند و اگر‎ ‎احیانا راه‌هاى عاطفى زمینه‏هاى انحراف را پیش روى زن قرار دهد، تکالیف عبادى آن راه‌ها را تعدیل ‏مى‏کند تا مبادا به انحراف برود.»
با تمام آن چه نوشته شد، آیا اندیشه بهائیان درست است که زن و مرد را در یک سن و سال ملکف می دانند و در همه زمینه ها آنان را مساوی می خوانند؟ (البته اشتباه نشود، آنان فقط حرف زده اند و در هیچ مقطعی این گفتار خود را به کار نبسته اند، مثلا چند تن از اعضای بیت العدل زنان هستند و چند تن مردان، در ارث سهم دختر نسبت به پسر چقدر است و … آیا در همه این موارد حق زن و مرد مساوی است یا این تنها یک شعار تبلیغاتی برای به انحراف کشاندن است؛ قضاوت با شما)
آیا…
آیا…

براي استفاده از مقاله (چرا تساوي حقوق زن و مرد اشتباه است؟ (2)) روي این جمله كليك كنيد.

2 Comments

  1. سلام
    برخی از سوالات بنده باعث شده برخی عزیزان کمی تند جواب دهند اما فراموش نکنید مومن اینه مومن است قصد بنده اصلاح برخی خطاها در صورت وجود آنهاست البته در تمامی موارد احتمالی میگویم نه قطعی زیرا همواره احتمال اشتباه خویش را در نظر میگیرم فقط برخی موارد را با اطمینان بیشتر و برخی را با احتمال بیشتر معروض میدارم
    حال به بحث فعلی برسیم
    آیا این مطالب در جایی چاپ شده یا سوال شخصی بوده و جواب گرفته اید
    من شخصا برداشت دیگری از عبادت دارم دکتر حسین الهی قمشه ای میگفت نماز و روزه برای رفع نیاز عباد است و گرنه خداوند نیازی به عبادات ما که مملو از نقص است ندارد
    با احترام به آیت الله جوادی آملی اگر تفاوت سن تکلیف نشان برتری یکی بر دیگری باشد، که به نظر من نیست، آن وقت باید بگوئیم زنان نیاز بیشتری دارند نه مقام بیشتر!! و به همین علت 6 سال زودتر به رفع نیاز میپردازند تا با مردان برابر شوند!
    اما بنده درباره احکام جسمی نظر دیگری دارم زیرا احکام جسمی با عرفان دیانت کمی تفاوت دارد
    دروغ و غیبت و زنا و … همواره در ادیان منفور بوده و تغییری نکرده مگر در گونه توضیح به عباد
    اما حد هر یک در ادیان گوناگون متفاوت
    یا مثلا دیانت مسیحی طلاق ندارد مگر در ارتکاب زنا حال برخی بیایند بگویند چون مسیحیت طلاق ندارد پس نشان میدهد زن … پس زن از مرد کمتر است یا بالعکس آن را برای مرد اثبات کنند!!؟
    ما همه حکم الهی را برای احکامی که در هر دور می آورد نمیدانیم که با قطعیت سخن بگوئیم
    باز هم عرض میکنم بنده نظراتی را که با تحقیق شخصی به همراه استناد به سخنان قرآن و احادیث و اصفیا به دست می آورم ذکر میکنم برای مباحثه و نه برای جنگ و خشنودی اغیار

    • دوست عزیز، گفتگو و تبادل نظر حتی اگر میان دو دشمن باشد (ما که دو دوست هستیم)، راه حل ساز و موجب آشتی و صمیمیت است، البته اگر دو طرف حق خواه و در پی تحری حقیقت باشند.
      ما نیز خود را نه عالم مطلق و نه معصوم می دانیم، انسان ممکن الخطا است، یعنی امکان دارد ما هم خطا کنیم و ممکن است شما خطا کرده باشید، این تنها با گفتگو حل می شود.

      این سئوالی که از آیت الله جوادی آملی نقل شد، احتمال 99 درصد چاپ شده است، ان شاء الله با مراجعه، آدرسش را خدمتتان ارائه خواهم کرد.
      صحبت آقای الاهی قمشه ای، درست است، ما مسمانان معتقدیم که خدای سبحان بی نیاز مطلق است و عبادت ما، برای رفع نیاز و تکامل خودمان است؛ ولی اشکال می توانید در چیست؟
      ریشه اشکال دراین است که ما از این نگاه که می خواهیم مرد را بالاتر از زن ببینیم، در این باره هم همینگونه نگاه و قضاوت می کنیم.
      دوست عزیز، اینکه زن زودتر بالغ می شود، اینکه 6 سال زودتر به رفع نیاز می پردازد، دلیل نمی شود که او از مرد پایین تر باشد، بلکه این امکانی است که خدای سبحان برای او قرار داده، تا او بتواند زودتر به تکامل برسد. به نظر شما، کسی که مثلا در 9 سالگی به دانشگاه می رود، زودتر به نتیجه می رسد یا آنکه در 15 سالگی تازه می خواهد وارد دانشگاه شود.
      اگر نوزاد شما در یکسالگی راه رفتن یاد بگیرد و در دو سالگی صحبت کند، شما بیشتر خوشحال می شوید و او را تشویق می کنید یا اینکه او در دو سالگی راه رفتن یاد بگیرد و در سه سالگی آنهم با لکنت شروع به حرف زدن کند؟
      بلوغ هم مرحله رشد است، انسان، تفاوت نمی کند دختر باشد یا پسر، هر کدام که زودتر بالغ شود، مثل آن است که زودتر حرف زدن یاد گرفته یا زودتر راه رفتن آموخته است، مثل آن است که زودتر به دانشگاه الاهی راه یافته و زودتر در مسیر تکامل قدم گذاشته باشد.
      حرف خدا درباره همه ادیان یکی است، درست. در هر یک از شرایع احکام را بیان کرده این هم صحیح. لیکن دوست عزیز، اینکه در همه ادیان شخص زانی و زانیه را مجازات می کنند، سخنی است اصح. در همه ادیان الاهی برای زانی و زانیه کیفر دنیوی و اخروی در نظر گرفته شده است، زیرا هم برای شخص و هم برای جامعه بازدارندگی داشته باشد.
      اینکه در عموم حد می زنند برای آن است که هم خطاکار تنبیه شود و هم کسانی که قصد چنین کاری داشته اند، هواسشان را جمع کنند و بدانند که هر چیز حساب و کتابی دارد، اینگونه نیست که هر کار خواستند بکنند و آخر با یک عذر خواهی یا مجازات نقدی همه چیز پایان یابد.
      در بهائیت، هر کس بخواهد به جان و ناموس بهائیان تجاوز می کند و به هنگام مجازات یک جمله می گوید: پولش را می دهم! جز این است.
      شما بهتر می دانید، حکم زنا در بهائیت، پرداخت طلا آنهم به بیت العدل است، نه به شخصی که به او تجاوز شده! آیا هوسبازان پولدار اینگونه تنبیه می شوند؟
      البته نباید بی انصافی کرد، خدای بهایئت، یک متمم بازدارنده برای این حکم بیان کرده است و آن اینکه: برای هر بار تکرار مجازات دو برابر می شود! یعنی دوباره زنا کرد، دوبرابر مجازات اولیه را باید به بیت العدل بدهد، سه باره، سه برابر و … و این بهترین راه هوسرانی برای زانی و کسب مال برای بیت العدل است.

      ما نمی خواهیم برای زن و مرد جایگاه بالا یا پایین تعیین کنیم که بگوییم با طلاق بالا می روند یا پایین می آیند و درست است، ما در باره احکام الاهی سخن نمی گوییم. خدا برای هر دینی فروعاتی را بیان کرده است، لیکن اصل قوانین در همه ادیان الاهی یکی است و تغییری ندارد. هیچگاه خدا نمی خواهد برای کسب در آمد حکمی را بیان کند، او بی نیاز مطلق است، همه احکام برای تکامل و هدایت بشر است، پس نمی آید هوسبازان ثروتمند را با پول گرفتن به گناه ترغیب کند و اینگونه برای خود مشتری جمع کند.
      اینکه می گوییم خدا بی نیاز است، دلیل دارد. تاریخ صدر اسلام را که بخوانید، می بینید که پس از فتح مکه، خدا ورود کفار را مکه ممنوع کرد، در حالی که مکه هیچ درآمدی جز تجارت نداشت و اگر کفار برای تجارت نمی آمدند، مسلمانان هیچ درآمدی نداشتند. اینجا خدا خود را کفیل روزی می خواند و ورود کفار را ممنوع می کند نه اینکه بگوید کفار بیایند، بعضا جنایاتی هم بکنند تا شما از آنان جریمه نقدی بگیرید تا درآمد زایی ای برای شما باشد.
      فکر کنم منظور خود را رسانده باشم.
      و من الله توفیق الهدایه طالبین الهدایه

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*


چهارده + 1 =