چرا آوردن معجزه براي پيامبران واجب است؟

يكي از اصول مشترك بين همه پيامبران ارائه بيّنات (ادلّه و شواهد زنده و روشن مانند معجزه)، كتاب و ميزان است: (لقد أرسلنا رسلنا بالبينات وأنزلنا معهم الكتاب والميزان ليقوم النّاس بالقسط وأنزلنا الحديد فيه بأسٌ شديدٌ ومنافع للنّاس وليعلم الله من ينصره ورسله بالغيب انَّ الله قويٌّ عزيزٌ)۱؛ ما انبيا را با بينات (معجزات) ادله و شواهد زنده فرستاديم و همراه هر پيامبري، كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم حق و باطل را، با ميزان الهي بسنجند و به قسط و عدل قيام كنند.
انبيا در يك دست چراغ دارند و در دست ديگر، سلاح. هدف اصلي از سلاح حمله ابتدايي و كشتن نيست، بلكه براي آن است كه اگر كسي بخواهد چراغ دين را خاموش كند، او را از اين تباهي باز دارند واصولاً شمشير در دست چپ انبياست و چراغ در دست راست آنها. انبيا چراغ آوردند تا به مردم نور بدهند و آنها را روشن كنند: (لتخرج النّاس من الظُّلمات الي النّور)۲ واگر كسي خواست اين چراغ را خاموش كند، با شمشيري كه در دست چپ دارند، او را سر جايش بنشانند: (كلَّما أوقدوا ناراً للحرب أطفأهاالله)۳.

ضرورت وجود اعجاز
اعجاز كاري است كه ديگران از انجام دادن آن عاجز باشند، و لزوم معجزه كه از احكام مشترك بين انبياست براي آن است كه پيامبران با معجزه، مخالفان را عاجز كنند تا توان انكار وحي را نداشته باشند و ضرورت آن در كنار برهان عقلي بر لزوم نبوّت و رسالت نيز از آن جهت است كه برهان عقلي اولاً براي صحّت دعوت انبياست نه براي صدق دعوي آنان و ثانياً فقط براي فرزانگان سودمند است و حجّت بالغه عمومي نيست، زيرا توده مردم توان درك براهين عقلي را ندارند.
چون برهان عقلي به حس نزديك نيست، به حال اكثر انسانها كه گرفتار حسّند، نافع نمي باشد. امّا معجزه، چون آيه بينه است براي همگان مفيد است و قابل انكار نيست. ممكن است كسي برهان عقلي را بر اثر جهل خود انكار كند، امّا معجزه را جز به تجاهل نمي‏شود انكار كرد.
خداوند درباره قوم ثمود مي فرمايد: ما به آنها آيه‏اي روشن داديم و آنها به آن معجزه ستم روا داشتند: (وآتينا ثمود النّاقة مبصرةً فظلموا بها)۴. معجزه گرچه از جهت فرق با علوم غريبه و نيز از نظر تلازم ضروري آن با صدق دعوي نبوّت احتياج به تأمل عميق عقلي دارد، ليكن از آن جهت كه محسوس است نيازي به تحليل عقلي ندارد، تا بر اثر دور بودن از حس، قابل ترديد باشد و معجزات نوعاً چنين است.
خداوند رسالت پيامبران را با معجزه روشن مي‏كند تا منكران رسالت پس از اتمام حجّت به هلاكت برسند: (ليهلك من هلك عن بينة ويحيي من حيَّ عن بينة)۵. وقتي مسئله در حد اعجاز روشن شد، كسي كه در برابر انبيا بايستد، خداوند بعد از اتمام حجّت به حيات او در نهايت خواري خاتمه مي‏دهد.

اعجاز ابتدايي و پيشنهادي
معجزات انبيا گاهي «ابتدايي» بود و گاهي «اقتراحي» يعني گاهي بدون درخواست تا پيشنهاد مردم معجزه مي‏آوردند و زماني مردم از پيامبران خود مي خواستند تا معجزه‏اي نشان دهند و پيامبران نيز به اذن خداوند، معجزه‏اي مي‏آورند. گرچه برخي انسانها با بررسي دعوت پيامبر به صحت آن پي برده، ايمان مي‏آوردند يا با تأمّل در حال مدعي نبوّت به درستي دعوي وي مطلع شده او را به عنوان پيامبر مي‏شناختند و به او ايمان مي‏آوردند، بدون اين كه معجزه طلب كنند، ليكن توده مردم ابتدا با اعجاز صدق دعوي را ثابت مي‏كردند، سپس صحت دعوت را مي‏پذيرفتند.
اگر مردم عصري بعد از ظهور معجزه به پيامبر خود ايمان نمي‏آوردند، خداوند به آنان مهلت لازم را مي‏داد و اگر تمرّدشان ادامه مي‏يافت، آنان را به دست عذاب مي‏سپرد.
تذكّر: بررسي احكام مشترك بين انبيا و تحقيق پيرامون شرايط و اوصاف نبوّت عامه يك سلسله مطالب تاريخي و اجتماعي مشترك را به همراه دارد كه آنها گرچه از لوازم نبوّت نخواهند بود ولي از لوازم جامعه جاهل مي‏باشد و لازمه آن، كه صبر و پايداري است از اوصاف عمومي و مشترك انبياست.

اعجاز به اذن خداي سبحان
خداوند در غالب مواردي كه اعجاز پيامبران بازگو مي‏شود تذكر مي‏دهد كه معجزه آنان به اذن خداست. از آن جا كه «دعوت» انبيا به توحيد ربوبي است و «دعوي» آنان درباره رسالت و نبوّت خودشان است، اين دعوي بايد مطابق با آن دعوت باشد. آنها هرگز نمي‏توانند ادعايي داشته باشند كه با دعوتشان نسازد. دعوت همه انبيا به‏توحيد است. به اين معنا كه در عالم جز خدا، احدي مؤثر نيست؛ پس اگر ادعايشان اين باشد كه در آوردن معجزات مستقل هستند، اين «دعوي استقلال» با آن «دعوت به توحيد» سازگار نيست. پس اگر دعوي انبيا اين است كه ما پيغمبريم و معجزه مي آوريم، به اين معناست كه نبوّت ما عطيه خداست و معجزه ما نيز به اذن اوست.
نَفْس قوي و ملكوتي پيغمبر در مجراي فيض هستي قرار دارد و همان گونه كه نفس هر انساني با ولايت تكويني بربدن خود مسلط است؛ رسول نيزبه اذن خدا بر همه نظام هستي به مقدار شعاع ولايتش مؤثر است. انبيا گرچه نسبت به جهان هستي ولايت تكويني دارند، اما ولايت تكويني آنان مظهر ربوبيت حق و زير پوشش تدبير خداوند قدير است. آنها به اذن خدا معجزه مي آورند، چنانكه سلطه تكويني روح بر تن مظهر قدرت و ربوبيت حق است وهرگز ولايت روح بر بدن استقلالي نخواهد بود؛ زيرا هيچ موجودي در هيچ كاري مستقل نيست،مگرخداوند سبحان.

نبايد توقع داشت كه انبيا فعال مايشاء باشند. انبيا بر جهان سلطه تكويني دارند، همان طور كه نفس بر بدن سلطه تكويني دارد؛ ليكن، هم سلطه نفس بر بدن و هم سلطه انبيا بر كاينات به اذن خداست و تا خداوند اذن ندهد، آنان قادر به‏انجام معجزه نخواهند بود؛ پس چنين نيست كه هر روز پيشنهاد اعجاز به انبيا داده شود و آنان نيز معجزه‏اي بياورند: (ولقد أرسلنا رسلاً من قبلك وجعلنا لهم أزواجاً وذرّيةً وما كان لرسولٍ أن يأَتي بآيةٍ الّا بإذن الله لكُّل أجلٍ كتاب)۶.
مضمون اين آيه، نهي تشريعي نيست تا پيامبر را از آوردن معجزه بدون اذن خدا نهي كند، بلكه مفاد آن، بيان عجز تكويني انبياست. يعني انبيا اين قدرت را ندارند كه بدون اذن خداوند اين كار را انجام دهند. هم اصل اعجاز و هم نحوه و خصوصيت آن به اذن و دستور الهي است.
اين مطلب كلي كه هر پيامبري با بينه و ميزان آمده است، درباره بسياري از انبيا به عنوان قضاياي شخصي و جزئي مطرح است. به اين صورت كه خداوند ابتدا اصل كلي را بيان مي دارد، سپس قضاياي شخصي و جزئي را كه مصاديق آن اصل جامع است ذكر مي كند.
پانوشت:
۱. سوره حديد، آيه ۲۵.
۲. سوره ابراهيم، آيه ۱.
۳. سوره مائده، آيه ۶۴.
۴. سوره اسراء، آيه ۵۹.
۵. سوره انفال، آيه ۴۲.
۶. سوره رعد، آيه ۳۸.
براي مطالعه بيشتر، كتاب سيره مشترك پيامبران، آيت الله جوادي آملي، ص ۵۶- ۶۰ را بخوانيد.[subscribe2]

2 Comments on چرا آوردن معجزه براي پيامبران واجب است؟

    • سلام دوست عزيز، پيامبران الاهي از سه راه شناخته مي شوند:
      ۱. از راه معجزه؛
      ۲. از راه شواهد و قرائني كه دال بر پيامبري شخص است؛
      ۳. از راه معرفي پيامبر پيشين.
      وقتي مردم از مدعي نبوت، براي اثبات دعوتش، معجزه بخواهند از دو حال خارج نيست:
      ۱. پيامبر، الاهي است و به خواست خدا براي اثبات نبوتش معجزه مي آورد؛
      ۲. مدعين دروغين نبوت است و چون نمي تواند معجزه بياورد، بهانه مي آورد و توجيه مي كند.
      پس كسي كه پيامبري الاهي است، ترسي از آوردن معجزه ندارد، زيرا پشتوانه الاهي دارد و خدا نيز قادر مطلق است و هر كاري بخواهد مي تواند انجام دهد؛ به همين خاطر همه انبياء الاهي براي اثبات نبوتشان معجزه داشته اند.

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*