پيشينه نگاه سران بابيت و بهائيت به بهشت و جهنم در جريان‌هاي باطني تشيع

علي‌محمّد شيرازي درباره بهشت و جهنم مي‌نويسد: «آنان که به پيغمبر پيش ايمان آورده‌اند، اگر به پيغمبر بعد نيز ايمان آورند، به بهشت ايمان وارد مي‌شوند و اگرنه وارد دوزخ مي‌گردند.»(۱)
حسين‌علي نوري در پاسخ به پرسشي درباره بهشت و دوزخ مي‌نويسد: «بگو بهشت ديدار و حضور من است و دوزخ نفس توست اي بي کيش و کافر. گفت: ميزان را کهن در روز رستاخيز براي سنجش اعمال نيكوكاران و بدکاران مهيا خواهد شد، نمي‌بينم، بگو به خداي رحمان او را جز صاحبان بصيرت نمي‌بيند. گفت آيا ستارگان پراکنده شدند؟ (از نشانه‌هاي روز قيامت است) بگو آري در روزي که قيوم (حسين‌علي نوري)  در زمين سر (ادرنه ترکيه) بود. پس عبرت بگيريد اي صاحبان بصيرت همه علامات و نشانه‌هاي قيامت نمايان شد، روزي که ما دست قدرت را از گريبان عظمت بيرون آورديم، مي‌پرسد آيا صور دميده شده، بگو آري سوگند به سلطان ظهور. کافران گفتند در چه هنگام آسمان برچيده شد؟ بگو هنگامي‌که شما در غفلت و گمراهي بوديد. از مشرکين برخي دست‌هاي خود را به چشم‌هاي خود ماليده به راست و چپ نگاه مي‌کند. بگو کور شدي، ديگر امروز براي تو پناهي نيست.»(۲)
اسلمنت مي‌نويسد: «بهشت عبارت از فرح و مسرّت معرفة اللّه و محبّت اللّه است که درنتيجه ايمان به مظهر ظهور الهي حاصل مي‌گردد تا به اين وسيله هر کس به‌قدر استعداد خود به منتها درجه کمال رسد و بعد از موت حيات جاوداني در ملکوت الهي يابد. و دوزخ حرمان از عرفان الهي است که نتيجه‌اش عدم نيل کمال ملکوتي و محروميت از الطاف لايزالي است.»(۳)
اين آموزه‌ها ريشه در جريان‌هاي فكري پيشين دارد:
۱. جريان‌هاي اسماعيلي:
با اعلام نسخ شريعت در زمان نزاريان (حسن دوم)، مؤمنان همان‌گونه که لازمه بهشت بود از آن زمان، از همه الزامات و واجباتي آزاد مي‌شدند که شريعت بر آنان تحميل کره بود، زيرا در اين جهان همه عمل است و حساب نيست، اما در عالم قيامت همه حساب است و عمل در ميان نيست. بنابراين عقيده در دور قيامت مردمان بايد از همه جهات به خدا رو کنند و پرستيدن خدا به شيوه مرسوم را رها سازند؛ براي نمونه به‌جاي پنج بار نماز خواندن در شبانه روز که تکليف شرعي و ظاهر است، در دور قيامت مردم بايد در دل خويش دائم با خدا باشند و اين نماز حقيقي است. نزاريان با اين شيوه از راه تأويل، همه اصول و احکام شرعي و رسول اسلامي را تعبير باطني مي‌کردند.(۴)
۲. حروفيه:
به اعتقاد حسن طبري که در تاريخ فلسفه از صاحب‌نظران به نام است، حروفيه به قديم بودن عالم معتقد بودند و دوزخ و بهشت انسان را در همين جهان مي‌دانستند و بر آن بودند که انسان مي‌تواند مظهر و صورت مجسم خدا باشد.(۵)
ملامحمّد صوفي مازندراني شاعر متمايل به حروفيه مي‌سرايد:
«بهشت برين خاطـر شاد ماست        خـداي غنـي طبـع آزاد ماست.(۶)
۳. اهل حق:
در گزارشي دراين‌باره آمده است: «مردم ياري (اهل حق) بهشت و دوزخ را همين جهان مي‌دانند، زيرا معتقد به تعويض جسم و حلول روح هستند و مجازات اعمال در همين دنيا تحقق مي‌پذيرد.»(۷)

پانوشت:
۱. بيان فارسي،  باب ۱۱ و باب ۱۶ از واحد ۲.
۲. لوح خطاب به شيخ محمّد تقي مجتهد اصفهاني، معروف به نجفي، ص ۸۶.
۳. بهاء الله و عصر جديد، ۲۹ – ۳۰.
۴. تاريخ و عقايد اسماعيليه، ص ۴۴۳.
۵. آراء و عقايد حروفيه، ص ۲۰۱.
۶. جنبش نقطويه، ص ۱۹۲.
۷. مجموعه آيين و اندرز و رمز ياري، ص ۴۵.

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*