وقتي امام هادي (ع) يك بهائي را نجات مي دهد…

به مناسبت میلاد امام هادی (ع) و اینکه باخبر شدیم طی چند وقت اخیر یکی از متبریان (نجات یافته گان) بهائیت به لطف عنایات این امام از گرداب بهائیت رهایی یافته به سراغش رفتیم تا در خصوص مسلمان شدنش بیشتر بدانیم البته فرد یاد شده بنابه اصرار خودش تقاضا داشت تا تصویر و نامش افشا نشود چون از طرف بهائیان تهدید می شد و مورد ترد قرار می گرفت زیرا در خانواده های بهائیان مرسوم است فردی که از این فرقه جدا شود تمام اموال ودارایی او توسط خانواده بلوکه ومصادره و از خانواده ترد میشود که متاسفانه تعدادی از متبریان و نجات یافته گان از این فرقه ضاله بعد از ترد شدن از خانواده و جامعه بهائیت سرنوشت بسیار مشقت باری داشته اند که حتی مجبور به فروش کلیه های خود جهت امرار معاش شده اند ولی برغم این همه سختی ها حاضر به دست کشیدن از دین رهایی بخش اسلام و مذهب برحق جعفری نشده اند.

دلایلی که باعث شد شما به دین اسلام گرویده و مذهب تشیع را انتخاب کنید چیست؟

به نام خدا – بنده مدتی است که مسلمان شده ام و مذهب اهل بیت (ع) را انتخاب نموده ام و دلایل مختلفی برای مسلمان شدنم وجود دارد که یکی از مهم ترین دلایل آن برمی گردد به سال قبل درپی توهین به ساحت مقدس امام هادی (ع) این جانب به دلیل کنجکاوی درمورد این موضوع وارد همین فضا شدم تا طبق هدف ذاتی ام (بهائی بودنم) من هم نیز نقشی در گسترش آن داشته باشم ناخواسته بعضی مطالب را از طریق سایت های مختلف از جمله فیسبوک وکمپین هایی که به مناسبت این توهین فعالیت میکردند را مطالعه کردم وکم کم متوجه بعضی مطالب شدم و در مورد این امام وتحقیقات بیشتری کردم و پاره ای از خصوصیات آن حضرت در عمق وجودم نشست به طوری که شب تاصبح به فکر فرورفتم و مشتاق شدم زندگی آن حضرت را مطالعه دقیق کنم یک هفته طول کشید و در طول این مدت متوجه شدم که دیگر افکارم بهایی نیست ولی هنوز راجع به اسلام آگاهی نداشتم به همین سبب تحقیقاتم را را در مورد اسلام آغاز نمودم و به افراد مختلفی مراجعه کردم و در این مدت زندگانی ائمه اطهار را مورد تحقیق و بررسی قرار دادم هر روز نسبت به روز گذشته تشنه این فرهنگ شده بودم.

بعد از این مدت سران فرقه بابیت و بهائت را اینبار با چشمانی بازتر به خارج از تشکیلات بهائیت مورد مطالعه قرار دادم قبلا شنیده بودم که می گفتند بهائیان جاسوسان استعمار هستند ولی نه اینبار حس کرده بودم، به ما گفته بودند علی محمد باب رب اعلی (پروردگاربزرگ) است و حسینعلی نوری پبغمبر ما است.

همیشه برای من سؤال بود که چرا علی محمد باب خدای ما وچرا لقب رب اعلی را به او داده اند ازطرفی نیز این خدا توسط فردی اعدام شده بود که بین ایرانیان مقدس بود و او را شهید امیر کبیر می نامیدند آن زمان این سؤال برایم مطرح شد ولی تشکیلات اجازه ورود به این بحث را به ما نمی داد این موضوع گذشت ولی هر روز سؤالات در ذهنم بیشتر می شد ازجمله این که چرا بهائیان در کشتار ملت ایران در زمان شاه نقش داشتند حالا متوجه شدم که هفتاد نفر از سران ارتش پهلوی بهائی بودند ومستقیما دستور تیراندازی به سمت مردم را میدادند.

در این مدت که هر روز از بحث توهین به امام هادی می گذشت من از گذشته خود شرمنده تر می شدم تا اینکه محرم شروع شد و من میدیدم بچه شیعه ها لباس مشکی به تن داشتند ودسته های عزاداری باشور و حرارت زیاد در جیرفت به را می افتادند ولی همان روز ها تولد باب و حسینعلی نوری (پیغمبرمان) بود ومن و خانواده مان به مهمانی شبانه دعوت شدیم ودر آنجا به ما دستور دادند که شادترین لباسها را به تن کنیم و من آنجا به چشم خود می دیدم که چگونه رقص وپایکوبی برپا نموده بودند، ما مهمانانی نیز از کرمان داشتیم که برای گسترش این فضا و روحیه دادن به جوانان تشکیلات آمده بودند آن شب این سؤال در ذهنم خطور کرد که ایام، ایام شهادت سالار شهیدان است ولی چرا همه مناسبت های ما به سال شمسی بود ولی در ماه محرم تاریخ تولد باب وبها را از شمسی به قمری تغییر داده بودند این سؤال را نیز آن شب از یکی از اعضای تشکیلات پرسیدم او نیز در جواب گفت این مسائل به ما ربطی ندارد و مسئولین بیت العدل اعظم در اسرائیل این دستور را صادر فرموده اند و ما تابع بیت العدل هستیم در ادامه از او پرسیدم چرا اعضای بیت العدل عموما انگلیسی زبان هستند مگر این دین از ایران شروع نشد چرا در حال حاضر ایرانی ها نقش پر رنگی در ان ندارند و آمریکایی ها و انگلیسی ها نقششان پررنگ تر است و چرا های دیگر…

پس از این سؤالات این فرد تشکیلاتی خیلی به من شک کرده بود و از من پرسید چرا این سؤالات را می پرسی و من طفره رفتم و معذرت خواهی کردم.
آتش درونم چندین برابر شده بود و به یقن رسیده بودم که فرقه بهائیت پوشالی است و دست پرورده استکبار و استعمار است
فردای آن صبح از خواب بیدار شدم انگار آزاد شده بودم و نور حقیقت درمن روشن شده بود چنان شورحال عجیبی درمن رخ داده بود که انگار در حال پرواز بودم این یکی از شیرین ترین و شور انگیزترین لحظات زندگی ام بود

شما چه آرزویی دارید؟

من آرزو دارم همان گونه که امام هادی (ع) مرا مورد هدایت خود قرار داد پدر مادر و خواهرم که خیلی وابستگی شدیدی به آنها دارم نیز با حقیقت اسلام و مذهب تشیع آشنا و مسلمان شوند و از تک تک مسلمانان تقاضامندم برای من دعا بفرمایند تا در راهی که انتخاب نموده ام موفق و ثابت قدم باشم

صحبت پایانی دارید بفرمایید؟

امیدوارم بتوانم سرباز خوبی برای رهبر و مولایم سیدعلی خامنه ای باشم و آرزو دارم ایشان نیز شفاعت مرا پیش مولا و سرورشان یعنی امام زمان (عج) نمایند.

منبع: دقيانوس[subscribe2]

2 Comments on وقتي امام هادي (ع) يك بهائي را نجات مي دهد…

    • «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ؛ ستايش مخصوص خداوندى است كه ما را به اين(همه نعمتها) رهنمون شد؛ و اگر خدا ما را هدايت نكرده بود، ما(به اينها) راه نمى‏يافتيم!» سوره اعراف، آيه ۴۳.
      شهادت في سبيل الله، افتخار ماست.

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*