نقش شوقي افندي در تحولات بهائيت

شوقی افندی، نوه دختری عبدالبهاء و سومین سرکرده بهائیت است که نزد بهائیان به عنوان «ولی امر الله» یا «شوقی ربانی» شناخته می شود؛ او در اروپا درس خواند و پس از تکمیل تحصیلاتش، در اروپا و امریکا عمر خود را گذراند.

شوقی افندی پس از عبد البهاء، نقش بسزایی در تحولات بهائیت دارد که به چند نمونه از آن اشاره می کنیم:

۱. شوقی افندی سبب بازگشت بسیاری از مبلغین به نام بهائیت، از این تشکیلات شد که از جمله می توان به صبحی مهتدی، حسن نیکو و عبدالحسین آیتی اشاره کرد. آنان نه تنها از بهائیت بازگشتند، بلکه کتابهایی را در رد بهائیت نوشتند که از جمله می توان خاطرات زندگی صبحی، فلسفه نیکو و کشف الحیل آیتی اشاره كرد.

۲. شوقی با زنی کانادایی به نام «روحیه ماکسول» ازدواج کرد که پس از او، زمام بهائیت را به دست گرفت و  سبب شد که بهائیت به دو دسته تقسیم شوند:

أ. جناح انگلیسی پیروان روحیه ماکسول؛
ب. جناب امریکایی هواداران میس ریمی.[۱]

۳. شوقی تشکلیلات بهائیت را توسعه داد و به معبدهای قاره ای نظمی تازه اي بخشید.

۴. او بر خلاف پدر، رابطه خود را با مسجد قطع کرد و سنت و لباس سنتی را کنار گذاشت.

۵. همزمان با حکمرانی شوقی، اسرائیل نیز تأسیس شد و شوقی نیز رابطه ای دوستانه و تنگاتنگ با سرکردگان آن آغاز کرد.[۲]

۶. شوقی که می دانست فرزند و جانشینی ندارد، تصمیم گرفت مقر تشکیلاتیِ تازه ای برای بهائیت، به نام «بیت العدل» احداث کند و رسماً بهائیت را فرقه تشکیلاتی نمايد.[۳] او که ایجاد بیت العدل را در آغاز کار خود به همه بهائیان اعلام کرده بود، پس از ۲۹ سال، اعضای ۹ نفره بیت العدل را انتخاب کرد و تشکیلات بیت العدل را در کوه کرمل برپا ساخت و تصریح کرد که اقدامات روحانی و اداری باید بر مبنای لوح کرمل باشد.[۴]

۷. شوقی همچنین قوانيني را وضع كرد تا بتواند كساني كه از فرمان هايش سرپيچي مي كنند را تنبيه كند، از اين رو طرد اداری و روحانی را طراحي و اجرا كرد.

پانوشت:
۱. ر. ک: تاریخ جامع بهائیت، ص ۵۷۷ -۵۷۹.
۲. ر. ک: پیشین، ص ۵۶۵ – ۵۷۴.
۳. ر. ک: پیشین، ص ۵۷۶
۴. اخبار امری، سال ۱۰۹، شماره ۱۰۵.

منبع: MAP در پايگاه جامع فرق، اديان و مذاهب

1 Comment on نقش شوقي افندي در تحولات بهائيت

  1. سلام شوقي افندي درباره بچه دار نشدنش در رودربايستي گير كرد چون از يك طرف اگر دوباره ازدواج مي كرد به مذاق زنها خوش نمي آمد و اگر دوباره ازدواج نمي كرد هيچ گاه فرزندش را نمي ديد. به همين خاطر مجبور شد براي تشكيلات آبا و اجداديش فداكاري كنه به همين خاطر هيچ وقت ازدواج رسمي نكرد البته در وصفش لااباليگري زياد نوشتن فقط ازدواج ننوشتن…

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*