نفوذ بهائیت در جامعه از راه فعالیت‌های اجتماعی

تبلیغات در بهائیت از اهمیت و جایگاه ویژه‌ای برخوردار است به گونه‌ای که اگر تبلیغ را از این تشکیلات جدا کنید، رگ حیات بهائیت خشکیده می‌شود. برای مثال در پیام بیت‌العدل در ۲۶ ژوئن سال ۲۰۰۶، شدیداً تاکید به تبلیغ شده و تا آنجا پیش رفته که به اعضای بهائی گوشزد می‌کند «…اگر در تبلیغ سستی کنید رگ حیات تشکیلات قطع می‌شود در هر صورت باید تبلیغ کرد ولی با سیاست، اگر تبلیغ آشکار ممکن نشد در پنهان به جذب بپردازید…».

محیط‌های مورد تأکید بهائیت برای تبلیغ

شیوه‌های تبلیغی تشکیلات بهائیت بر اساس تمام تجارب جهانی آن‌ها انجام می‌گیرد و آنان بر اساس قشرشناسی و متناسب با هر فرد و هر تفکر امر تبلیغات را در پیش می‌گیرند. روش‌های تبیلغی بهائیت به این شکل است: محیط کاری، سیر آموزش‌های تبلیغی، آداب اجتماعی، فعالیت روستائی، فعالیت‌های توسعه اجتماعی با رویکرد تبلیغی، دوست‌یابی، تیم‌های ورزشی، دانشجویان، ایجاد سازمان‌های مردم‌نهاد(NGO)، همسایه‌ها، گزارش‌نویسی یا وقایع اتفاقیه توسط اعضاء.

 روش تبلیغ در بهائیت بیشتر در محیط‌های کاری و در پایگاه‌های اجتماعی صورت می‌گیرد و آن‌ها بیشتر با افرادی ارتباط می‌گیرند که از نظر اعتقادات دینی سست و ضعیف هستند و با برخورد و اخلاق نیکو که در بهائیت یک دستور تشکیلاتی است ارتباط دوستانه را کلید می‌زنند. نوک تیز پیکان تبلیغ بهائیت آداب اجتماعی و ارتباط دوستانه در جامعه است. آنان با روابط دوستانه‌ای که ایجاد می‌کنند اعتماد افرادی را به خود جلب می‌کنند که آگاهی کمتری نسبت به مسائل دینی دارند و بعد با این روابط،  کم‌کم به توجیه ایراداتی می‌پردازند که جامعه نسبت به آموزه‌های بهائیت وارد کرده است.

روش بهائیت برای نفوذ در روستاهای کشور/ حضور فعال در مشارکت‌های شهری

 در استان‌های مرزی و دیگر شهرستان‌ها، ردپای مبلغین بهائی به چشم می‌خورد. از آنجا که روستائیان نسبت به آموزه‌های دینی از تعصب بیشتری برخوردارند، مبلغین بهائیت با تدبیر بیشتری عمل می‌کنند؛ یعنی در بدو ورود، به آنان خدمات می‌دهند و بعد وارد گفتگوی سطحی با آن‌ها می‌شوند و بعد که ارتباط دوستانه‌تری را با آن‌ها بر‌قرار کردند، عقاید خود را در پس شبهات دینی به آن‌ها القا می‌کنند و از آنجا که قشر روستایی جهت برطرف نمودن شبهات خود دسترسی به روحانیت، کتاب و یا رسانه‌ای مطمئن ندارد، مجبور به خواندن کتبی می‌شوند که توسط مبلغین بهائی در اختیار آن‌ها گذاشته شده است.

 بهائیت به تمام فضاهای تبلیغی خود به صورت کمی و کیفی نگاه می‌کند و عمدتاً در شهرستان‌ها، روستاها، دانشگاه، سینما و پارک‌ها فعالیت دارند. تشکیلات بهائیت شاید در دانشگاه بتواند یک نفر را جذب و در فعالیت‌های حقوق بشری و یا سیاسی در ضدیت با نظام درآورد که این امر ارزشش از جذب افراد در روستاها برایشان بیشتر است. یکی دیگر از فضاهایی که بهائیت بر آن انگشت گذاشته است، ورود به تیم‌های ورزشی و باشگاهی است؛ باشگاه‌های ورزشی، از مهم‌ترین مکان‌ها برای نفوذ در میان جوانان است. تفاوت این نوع فعالیت با فعالیت دوست‌یابی در نحوه و اجراء آن است. در دوست‌یابی محور تبلیغ، «فرد با فرد» است، ولی در محافل ورزشی سعی تشکیلات فرقه بر این است، تا با نفوذ افراد بهائی در یک تیم یا یک ورزشگاه، محل خاصی را تبدیل به پایگاه تبلیغ بهائیت کنند.

یکی از دستورات تشکیلاتی برای پیروان بهائیت در ارتباط با همسایگان است و برای آن‌ها تفاوتی میان مسلمان و غیر مسلمان نیست و از بین همه افراد با هر دینی دست به جذب می‌زنند. یکی دیگر از فعالیت‌های اجتماعی آن‌ها حضور فعال در مشارکت‌های شهری است تا در محل‌های سکونت خود نقش آفرین باشند. در این قبیل امور، از مبلغین بهائیت خواسته می‌شود، برای آنکه وجهه اجتماعی مؤثری در محل خود پیدا کنند اقداماتی از قبیل ذیل را در دستور کار خود قرار دهند: مشارکت فعال در امور محله در طی درخواست از شهرداری‌های هر منطقه، جهت تهیه سطل‌های زباله و یا گُل‌کاری کوچه‌ها و خیابان‌ها و از این قبیل فعالیت‌ها که توسط افراد فرقه در مناطق مختلف کشور صورت می‌گیرد؛ تهیه بروشور برای حفاظت محیط زیست و ضرورت محافظت از آن و توزیع در سطح شهر، بازسازی مناطق بهائی‌نشین و فعالیت‌هایی از این قبیل.

فعالیت‌های توسعه در محله و کوچه، باعث جلب توجه همسایگان شده و تصویری مطلوب از فرد در ذهن همسایه‌ها پدید می‌آورد. مبلغین بهائیت در این مرحله از بروشورهای مخصوص خود استفاده می‌کنند و در نتیجه، مرحله اول ارتباط، مرحله دوم اعتماد و در نهایت آشناسازی و تبلیغ مستقیم آغاز می‌شود. فعالیت در حوزه پارک‌ها و سینماها، فعالیتی مکمل شناخته می‌شود که در کنار فعالیت‌های دیگر در جهت تکمیل آن‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. تجربه فعالیت بهائیان در پارک‌ها نشان داده است که از هر ۲۰ نفر سوژه هدف، تنها یک نفر جذب کامل شده و دورۀ «طرح روحی» را می‌گذراند، زیرا درجه اعتماد و عمق دوستی، در پارک‌ها به کندی پیش می‌رود و برای ایراد شبهات مناسب است.

علل گرایش برخی از افراد جامعه ایران به تشکیلات بهائیت/ حمایت از افراد بی‌خانمان و تربیت آن‌ها به عنوان مبلغ بهائیت

 عدم آگاهی، دین گریزی، سستی در باورهای دینی، رفع مشکلات مالی، سوء استفاده افراد و… است به این معنی که برخی برای گرفتن اقامت در خارج، یا ارتباط جنسی آزاد و یا رفع مشکلات مالی جذب بهائیت می‌شوند. بهائیت با جمع‌آوری افراد بی‌خانمان، به آن‌ها امکانات زندگی می‌دهد و پس از مدتی به عنوان مُبَلغ به دل جامعه می‌فرستد.

 NGO یکی از بهترین بسترهای پوششی برای فعالیت تشکلات بهائیت است. فعالیت‌های بهائیان در قالب این قبیل سازمان‌ها، پوششی مناسب برای تمامی فعالیت‌هایِ دیگر تبلیغیشان است. فعالیت‌های تبلیغی و جذبی، فعالیت‌های توسعه اجتماعی و اقتصادی می‌تواند در این قالب ساماندهی شود. در واقع بستر چنین سازمان‌هایی ظرفیت مناسب و ایده آلی برای فعالیت‌های جامعۀ بهائی است. برخی از فعالیت‌های این بخش: تهیه و پخش بروشورهای مختلف در جامعۀ هدف، تشکیل کلاس‌های سوادآموزی از طریق NGO و در لوای این پوشش تبلیغ آموزه‌های فرقه. از این دست NGOها در بسیاری از نقاط مختلف کشور تشکیل شده و مشغول به فعالیت‌های خود هستند.

یا با راه اندازی مهد کودک به ویژه مهد کودک‌های استثنایی که جذابیت و توجه بیشتری ایجاد می‌کند، دست به جذب می‌زنند و یا مراکزی برای افراد بی سرپرست و کودکان خیابانی راه اندازی می‌کنند و وقتی این افراد را تحت پوشش خود قرار دادند  پس از چند سال به عنوان یک مبلغ  به جامعه می‌فرستند. این تشکیلات به صراحت اذعان کرده است که هدف اصلی از این امر، ایجاد پایگاه‌های دائمی و مستحکم است تا بعد از مدت نسبتاً طولانی به فعالیت تبلیغی مؤثری تبدیل شود. جامعۀ بهائی از این‌گونه تبلیغ‌ها، ثمرات بسیاری دیده ‌است و همواره آن را مد نظر قرار داده است.

طرح برنامه جامعۀ بهائی در یکی از شهرستان‌ها

در طرح برنامه جامعۀ بهائی، در یکی از شهرستان‌ها آمده است: «چون این کودکان نیازمند محبت هستند، از طریق «یکپارچگی» و «وحدت»، می‌توان داخل قلب آن‌ها نفوذ کرد و خانواده‌های آنان را تقدیم حضرت بهاء‌الله نمود و سپس آن‌ها را به گروه‌های مطالعه، بعد از مدت طولانی دعوت نمود.»

 تراکم جمعیتی بهائیت در نقاط حاشیه تهران پررنگ‌تر است. مهمترین مسئله‌ای که مانع خروج افراد از تشکیلات بهائیت می‌شود، اقدامات هیئت صیانت در تشکیلاتِ بهائیت است که وظیفه این هیئت کنترل دائمی وضعیت قبل، حال و آینده افراد فرقه بهائیت است. این هیئت می‌بایست ارتباطات افراد بهائی را به طور مداوم بررسی کند تا مشخص شود آیا نسبت به معتقدات فرقه دگر‌اندیش بوده یا مطیع محض هستند؟ میزان وابستگی و تعلقشان به فرقه بهائیت چگونه است؟ با بیانی ساده می‌توان گفت کارکرد اصلی هیئت صیانت، حفظ افراد در درون ساختار تشکیلات است.

خاطرات نجات‌یافتگان بهائیت نشان می‌دهد اگر فردی بخواهد مستقل و خارج از چارت تشکیلات از خود قدرت تصمیم‌گیری نشان دهد، فوراً به شیوه‌های مختلف سرکوب می‌شود. در وهله اول نسبت به فرد خاطی و طغیان‌گر، وی را سلبِ نسبت کرده و سعی می‌کنند تا فرد کاملاً احساس تنهائی و بی‌کسی کند تا دیگر قادر نباشد اقدامی انجام دهد و در نهایت مجبور شود زیر سلطه تشکیلات قرار گیرد؛ حتی بعد از اینکه فردی از بهائیت جدا شد، باز هم محافل وی را رها نمی‌کنند. به اشکال مختلف تهدید، تطمیع و‌… سعی می‌کنند وی را دوباره جذب کنند. این افراد همواره در مظان تنش و حوادث هستند. نجات‌‌یافتگان شهادت می‌دهند اصلاً بدین شکل نیست که محفل، امید خود را از دست بدهد.

ضرورت حمایت مادی و معنوی از نجات یافتگان

 به نظر تشکیلات، جذب هر نجات‌یافته حتی بعد از سال‌های زیادی که فرد از تشکیلات جدا شده، برای بهائیت کارائی دارد. محافل در برهه‌های زمانی خاص این موضوع را به شدت دنبال می‌کنند. در بسیاری از موارد تشابه زیادی بین فرقه بهائیت و فرقه منافقین وجود دارد. اگر رؤسای تشکیلات دستور دهند تروری انجام شود با کمال میل انجام می‌دهند. فعالیت‌های شبانه روزی و زیره ذره بین قرار دادن هیئت صیانت از یک طرف و ترس از اقدامات تهدید آمیز این هیئت از طرف دیگری باعث شده تا افرادی که تمایل به جدایی از فرقه بهائیت را دارند، قادر به جدایی و رهایی از تشکیلات بهائیت نباشند؛ این افراد نیاز به حمایت‌های مادی و معنوی دارند و نیاز است که شرایطی مهیا شود که این افراد تحت حمایت‌های دولتی قرار گیرند.

از طرفی فرد پس از آگاهی نسبت به تشکیلات بهائیت و جدا شدن از این فرقه با برخورد سرد مسلمانان مواجه می‌شود و جامعه هنوز او را به دید یک فرد بهائی می‌بیند که ما باید جامعه را نسبت به این مسئله آگاه کنیم. مقام معظم رهبری در سخنانشان اشاره به این مسئله دارند که برای مقابله با جنگ نرم هر شیوه‌ای را که دشمن استفاده می‌کند از همان روش جهت مقابله با آن‌ها بهره بگیرید پس وقتی بهائیت آداب اجتماعی و دوستی و رفاقت را سرلوحه کار تبلیغ خود قرار می‌دهد، چرا ما این‌گونه عمل نکنیم در حالیکه امام صادق(ع) می فرماید: «هل الدین الا الحب؛ آیا دین غیر از محبت است.»

هشدار نسبت به نفوذ برخی عوامل بهائی در ارگانهای رسمی کشور

 نفوذ برخی افراد بهائی در ارگانهای رسمی کشور تأسف بار است. همان‌گونه که تبلیغات مثبت برای بهائیت اهمیت دارد به اذعان خود این تشکیلات تبلیغ منفی هم برایشان تبعات سنگین دارد؛ اما ما متأسفانه از افراد جدا شده از بهائیت اصلا استفاده نمی کنیم و در واقع عملیات روانی ما ضعیف است. ما بسیاری از جدا شدگان از بهائیت را داریم که فقط یکی دو نفر از آنها رسانه ای شدند در حالیکه مثلا آقای قادری که از تشکیلات بهائیت جدا شد، یکی از معتمدان تشکیلات بهائیت در ایران بود که رسانه‌ها از این فرصت برای رسوایی فرقه ضاله بهائیت استفاده نمی‌کنند.

بررسی فرقه بهائیت از آن جهت قابل تأمل است که غرب همواره در تلاش بوده از ظرفیت‌های گروه‌های شبه عرفانی و انحرافی مذهبی، بهره‌برداری کند و با کمک‌های مستقیم مادی و معنوی آن‌ها را به جریان‌هایی شبیه بهائیت تبدیل کند. این مسئله هوشیاری تمام مسئولان را در برخورد زود هنگام با موج اولیه نحله‌های شبه عرفانی می‌طلبد تا مبادا این جریان‌های انحرافی با گذشت زمان گسترش یابند و هزینه‌های فراوانی بر جامعه و نظام اسلامی تحمیل کنند.

بهائیت فرقه چند ‌چهره‌ای است. چهره‌ای «صوری» مبتنی بر شعارهایی مزوّرانه و چهره‌ای «درونی» که همانند دیگر فرقه‌ها فشار معنوی و فیزیکی قابل توجهی بر اعضای خود وارد می‌کند تا آن‌ها را وادار به تمکین خواسته‌های بیت‌العدل کند. این رفتارهای دوگانه در فرقه بهائیت بر مبنای یک عادت تبلیغی سامان‌دهی می‌شود. روابط عمومی به جهت ارائه چهره‌ای انسان‌دوستانه به عنوان مهم‌ترین ابزار تبلیغ در این فرقه شمرده می‌شود. تبلیغ چنان ریشه در ماهیت تشکیلات بهائی دارد که شناخت روند تبشیر، همان شناخت ماهیت بهائیت است.

نک: مرکز اسناد انقلاب اسلامی

[subscribe2]

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*