مهدی موعود در کلام شیعه، شیخیه، بابیت و بهائیت

مهدی کیست؟
مهدویت از کجا آمده است؟
چه دلیل و مدرکی آن را استوار نگه داشته است؟

مهدی نامی آشنا برای مسلمانان به ویژه شیعیان است. او نهمین فرزند سومین امام شیعیان امام حسین (علیه السلام) است.

همه افراد بشر، در انتظار منجی ای دادگستر، به زندگی خود هدف می دهند و سختی ها و مشکلات را تحمل می کنند و هر دم با خود زمزمه می کنند:

شاید این جمعه بیاید شاید پرده از چهره گشاید شاید

تمام نشانه ها و مشخصاتی را که ادیان غیر از اسلام برای منجی عالم بشر می شمارند، همان اوصاف حضرت مهدی (عج) است۱ که از زمان حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) برای آن حضرت بیان شده است و مسئله مهدویت در سخنان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان معصوم (علیهم السلام) کاملا روشن است.

دلایل و براهین مهدویت به اندازه ای روشن و منطقی است که همه در طول چهارده قرن گذشته آن را پذیرفته اند و حتی در تاریخ دیده می شود که هر جا موقعیتی مناسب بوده، عده ای سود جو از عقاید پاک مردم معتقد سوء استفاده کرده و خود را مهدی موعود می خواندند و عده ای کم آگاه را به سوی خود جذب می کردند ولی پس از اندک زمانی پرده از چهره آنان کنار رفته و رسوا می شدند.۲

قرآن کریم به جهت مصالحی که در مقام بیان آن نیستیم، صراحتا به موضوع امامت نمی پردازد، ولی از همان روزهای آغازین ظهور اسلام، در هر زمان و مکان مناسب، از سوی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به مسئله خلافت و امامت پرداخته شده است و ایشان دوازده تن از اولاد خود را به عنوان جانشینان معصوم پس از خود معرفی فرموده اند.۳
مسئله تعیین خلافت و معرفی امامان معصوم (علیهم السلام) به دفعات در سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دیده می شود. اگر چه موضوع خلافت و امامت مسئله ایست که میان عامه و خاصه تفرقه انداخته است و عامه با موضوع وصایت خاصه مخالفت می کنند، ولی احادیثی که در این رابطه از حضرت نقل شده است در کتب معتبر شیعه و سنی به روشنی قابل مشاهده و بررسی است.)

در نتیجه این پیگیریها و یادآوریهای مکرر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم است که شیعه پیوسته در انتظار ظهور مهدی موعود (عج) بوده و هست و در کتابهای خود به مشخصات حضرت و علایم ظهور پرداخته است که به چند نمونه آن اشاره می کنیم:

نشانه های ویژه قائم آل محمّد از روایات:
۱. ولادت حضرت مخفی خواهد شد.
۲. اسم و کنیه او، همان اسم و کنیه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است.
۳. پسر امام حسن عسکری (علیه السلام) است.
۴. پسر نهم امام حسین (علیه السلام) است.
۵. پسر ششم امام صادق (علیه السلام) است.
۶. مادر حضرت، نرجس خاتون دختر یوشعا است.
۷. مانند نوح نبی (علیه السلام) عمر درازی خواهد داشت.
۸. مدت طولانی از دید مردم غایب خواهد بود.
۹. دین مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، (اسلام) را ترویج می دهد.
۱۰. زمین را پس از فرا گیری ظلم و جور، از عدل و داد پر می کند.

پس از بیان نشانه ها، به جاست که به نقل چند حدیث بپردازیم:

مرحوم صدوق ره از رسول خدا (ص) نقل می کند که فرمود: جبرئيل از خدای تبارک و تعالی نقل می کند که فرمود: هر كس بداند كه معبودى جز من تنها نيست و اينكه محمد بنده و رسول من است و على بن ابى طالب خليفه منست و ائمه از فرزندانش حجت منند او را برحمت خود ببهشت ميبرم و بعفو خود از دوزخ بر كنار مى‏دارم و هر كس گواهى بدهد كه معبودى نيست جز من تنها و گواهى ندهد كه محمد بنده و فرستاده من است يا بآن شهادت دهد ولى گواهى ندهد كه على بن ابى طالب خليفه من است يا بدان گواهى دهد ولى گواهى ندهد كه امامان بعد از او حجج منند بتحقيق كه نعمت مرا انكار كرده و عظمت مرا كوچك شمرده و بآيات و كتب من كافر شده اگر قصد من كند او را محجوب سازم.
در این هنگام جابر بن عبد اللَّه انصارى از جا بر خواست و عرض كرد: اى رسول خدا امامان از اولاد على بن ابى طالب كيانند؟ فرمود: حسن و حسين دو سيّد جوانان اهل بهشت سپس آقاى عبادت‏كنندگان در زمان خود على بن الحسين، سپس (حضرت) باقر محمد بن على، و تو او را ديدار و درك خواهى كرد و چون او را ديدار كردى سلام مرا به او برسان سپس صادق جعفر بن محمد؛ سپس كاظم موسى بن جعفر؛ سپس رضا على بن موسى، سپس تقى محمد بن على، سپس نقى على بن محمد، سپس زكىّ حسن بن على، سپس فرزندش قائم به حق، مهدى امّت من، آن كه زمين را از عدل و داد پر كند چنانچه از ظلم و جور پر شده است.۴

صدوق (ره) در جای دیگر از احمد بن اسحاق نقل می کند که گفت:
نزد امام حسن عسکری (علیه السلام)، برای پرسش از جانشین حضرت حاضر شدم؛ ایشان سخن را شروع کرده و فرمود: ای احمد بن اسحاق، از آن گاه که خدای سبحان آدم را آفرید، تا قیامت زمین را از حجت خالی نگذاشته و نخواهد گذاشت.
به ایشان گفتم: یا ابن رسول الله، امام و خلیفه پس از شما کیست؟

احمد بن اسحق بن سعد اشعرى می گويد: شرفياب حضور امام يازدهم ابى محمد حسن بن على عليه‏السلام شدم و ميخواستم از وى راجع بجانشين پس از او پرسش كنم او آغاز سخن كرد و فرمود اى احمد بن اسحق بدرستى كه خداى تبارك و تعالى از آنگاه كه آدم را آفريده زمين را خالى نگذاشته و نگذارد تا قيام ساعت از حجت خدا بر خلقش كه باو از اهل زمين بلا بگرداند و باو باران فرو فرستد و باو بركات زمين را بدر آورد گويد من گفتم يا ابن رسول اللَّه امام و خليفه پس از شما كيست؟
آن حضرت برخاست و درون خانه رفت و سپس با پسری حدود سه ساله برگشت که رويش چون ماه شب چهارده بود، فرمود اى احمد بن اسحق اگر نزد خدای سبحان و نزد حجت های او گرامى نبودى، من پسرم را به تو نشان نمی دادم؛ او هم نام و هم کنیه رسول خدا است. او کسی است که زمین را از عدل و داد پر کند، آن هنگام که از ظلم و جور پر شده باشد.‏۵
همچنین در جای دیگر از یونس بن عبد الرحمن نقل می کند که گفت:
نزد امام کاظم (علیه السلام) رفتم و به ایشان گفتم: یا ابن رسول الله، تو قائم بالحق هستی؟
فرمود: من نیز قائم بالحق هستم، ولى آن قائمى كه زمين را از دشمنان خداى عز و جل پاك کرده و آن را پر از عدالت می کند، آن هنگام که پر از جور و ستم شده است، پنجمين فرزند من است که مدتی زیادی در غیبت به سر می برد.۶

شیخ طبرسی از عبد العظیم حسنی نقل می کند که گفت:
خدمت حضرت جواد عليه السّلام رسيدم تا از ایشان بپرسم قائم همان مهدی است یا نه؟ ایشان قبل از من فرمود: ابو القاسم، قائمِ از اهل بيت ما، همان مهدى است كه بايد در هنگام غيبتش منتظِر و در وقت ظهور از او اطاعت كنید، او سومين كس از فرزندان من است، به خداوندى كه محمد را براستى برانگيخت و ما را به امامت مخصوص گردانيد اگر از عمر جهان نماند مگر يك روز، پروردگار همان روز را به اندازه‏اى دراز خواهد كرد تا قائم را بيرون آید و زمين را پس از آن که از جور و ستم پر شده از عدل و داد پر كند، بهترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج است‏.۷

پس از نقل احادیث نوبت به سخن دو تن از دانشوران درباره بحث مهدویت و علایم ظهور می رسد:

شیخ احمد احسایی به از عوالم و اکمال نقل کرده و می گوید:
چرا سخن پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در باره عمار -جمعیت ظلم کننده او را می کشند- را تصدیق می کنیم، همچنین در باره امیر المؤمنین (علیه السلام) -محاسن مبارکش با خون سرش خضاب خواهد شد- و امام مجتبی (علیه السلام) -بواسطه سم دادن او را شهید می کنند- و نیز در باره حضرت سید الشهدا (علیه السلام) -او را در سر زمین کربلا شهید خواهند کرد- ولی پیشگویی او نسبت به حضرت قائم (عج) – به صورتی که غیبت و ظهور او را با تمام ویژگی ها و اسم و نسب خبر داده است- را نپذیریم؟
آیا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در همه کارها و سخن های خود صادق نبوده است؟
آیا حقیقت اسلام غیر از تسلیم شدن و پذیرفتن همه احکام و امور دینی است؟۸

همچنین شیخ در جای دیگر می نویسد:
خلافت ظاهری حضرت قائم (عج) از آغاز امر تا به امروز که سال هزار و دویست و سی و چهار هجری قمری است، پوشیده و پنهان است و در این مدت که نهصد و هفتاد و چهار سال می شود، ظلم و جور زمین را فرا گرفته است و رفته رفته بیشتر می شود، آن حضرت امروز موجود و زنده بوده و در مکان های مختلفی ساکن می شود تا روزی که با نهایت قدرت و توانایی ظهور کرده و سراسر زمین را از عدل و داد پر کند؛ مدت حکومت آن حضرت نیز هفتاد سال است.۹

سید کاظم رشتی نیز در این باره می گوید:
شهادت می دهم که دوازدهمین نفر از اوصیای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، حضرت ابو القاسم حجه بن الحسن الهادی الخلف القائم است، ما در انتظار ظهور او هستیم تا زمینی را که از ظلم و جور پر شده، از عدل و داد پر کند. آن حضرت زنده است و نخواهد مرد تا روزی که طاغوت را از میان بر دارد.۱۰

علی محمد باب شیرازی که مدعی بابیت است و بهائیان او را مبشر بهائیت می دانند نیز به وجود و غیبت مهدی موعود اعتراف داشته۱۱ و در تفسیر سوره یوسف خود می نویسد:
۱. «قُل إنّ الله فاطرُ السموات و الارض مِن عِنده حجّته القائم المنتظر و انّه هو الحَقّ و إنّی انا عبدٌ مِن عِباده قد اسخر الملک لدواته فاسلموا امر الله.»۱۲
۲. «قاتلوا المشرکینَ کافّه کما یردون الذکر کافّه و طَیّبوا الارضَ للحجّه.»۱۳
۳. «اقتلوا المشرکین و لا تذروا علی الارض بالحقّ علی الحقّ من الکافرین دیّاراً حتّی ظهرت الارض و من علیها لبقیه الله المنتظر و اعملوا لله الحمد علی سبیل الباب محمودا.»۱۴
موارد دیگری نیز هست که به همین اندازه بسنده می کنیم.

علی محمد شیرازی همچنین در صحیفه بین الحرمین می نویسد: «انه لکتاب قد نزل من لدن بقیه الله امام حق قدیم و انّه لهو الحق قی السموات و الارض لا یعزب من علمه شیء و لا یحیط بذکره خلق و انهکم لامام حیّ عظیم … قل إنّنی أنا عبد من بقیه الله قد آمنت بالله و آیاته و ما نزل فی القرآن … قل یا أیّها الملأ أن اسمعوا حکم بقیه الله من لدن عبده … .»

پانوشت:

۱. ر. ک: دادگستر جهان، ص ۶۹- ۷۰.
۲. تعداد قابل توجهی از این موارد در تاریخ ثبت شده است که برای بررسی بیشتر می توان به تاریخ مهدویت مراجعه کرد.
۳. چرا که از ایشان بعید است که امت خود را پس از هدایت، بدون هیچ سر پرست و راهنمایی رها کنند.
۴. ر. ک: كمال الدين-ترجمه كمره‏اى، ج‏۱، ص: ۳۷.
۵. ر. ک: كمال الدين-ترجمه كمره‏اى ج‏ ۲، ص ۵۶؛ باب سى و نهم.
۶. ر. ک: كمال الدين-ترجمه كمره‏اى ج‏۲، ص ۳۰ باب سى و پنجم.
۷. إعلام الورى بأعلام الهدى ص۴۳۵ الفصل الثاني في ذكر الأخبار الواردة عن آبائه في ذلك.
۸. جوامع الکلم، ج ۱، ص ۵۴؛ از صفحه ۴۰ تا ۹۰ به بحث مهدویت پرداخته است.
۹. جوامع الکلم، ج ۲، ص ۲۴۸.
۱۰. مجموعه رسائل، بخش اول وصیت نامه.
۱۱. کواکب الدریه، ص ۳۵.
۱۲. تفسیر سوره یوسف، سوره ۷۶.
۱۳. تفسیر سوره یوسف، سوره ۱۰۲.
۱۴. تفسیر سوره یوسف، سوره ۹۸.[subscribe2]

1 Comment on مهدی موعود در کلام شیعه، شیخیه، بابیت و بهائیت

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*