راز تبعيد علي محمد باب به تبريز

قلعه چهريق تبعيدگاه بهائيت

علي محمد باب شيرازي پس از فرار از شيراز، نزد منوچهر خان گرجي، حاكم اصفهان آمد.(۱) هنگامي‌كه خبر به تهران رسيد، با دستور محمد خان به تهران فراخوانده شد؛ ولي منوچهر خان معتمد الدوله از اين دستور سرپيچي كرد و باب را نزد خود نگه داشت و به حمايت از او پرداخت.

پس از مرگ معتمد الدوله، علي محمد باب توسط گرگين خان، برادرزاده معتمد الدوله به سوي تهران فرستاده شد، ولي پيش از ورود، او را راهي تبريز كردند، ولي چرا آذربايجان و تبريز؟

– اگر خوش‌بينانه نگاه كنيم، مي‌توانيم دو پاسخ به اين پرسش بدهيم:

۱. تبريز (آذربايجان) پايتخت دوم قاجار بود و ناصر الدين شاه هم هنوز از تبريز به تهران نيامده بود.

۲. دور كردن باب از مركز تشيع.

– ولي مسائلي هست كه محققان را به اين تبعيد مشكوك مي‌كند:

۱. باب به دورترين نقطه آذربايجان تبعيد شده است كه نزديك مرز آذربايجان شوروي است و اين در حالي است كه رد پاي روس‌ها در تاريخ بابيت و بهائيت به وضوح ديده مي‌شود تا جايي سفير روس نقاش مي‌آورد و از جنازه باب نقاشي مي‌كشد؛ همچنين بهائيان معتقدند كه جسد باب توسط يا تاجر روسي از تبريز منتقل شده است.

۲. ارتباط آسان و گسترده بابيان با علي محمد باب تا جايي كه از او دست خط مي‌گرفتند و او را در جريان رويدادهاي بابيت قرار مي‌داند و از او رهنمود مي‌گرفتند. براي نمونه در گردهمايي بدشت، قدوس مي‌گويد كه باب پيغامي نداشت و فقط گفت سلام برسان.(۲)

بر اين اساس، تبعيد باب با ماكو و ۹ماه بعد به چهريق تصادفي نبوده است. ماجراي پشت پرده اين تبعيد را مي‌توان چنين تصور كرد كه:

۱. باب از ديد مردم دور باشد كه اين خود چند جهت مي‌توانست داشته باشد:

أ. علي محمد باب به جهت كردار و گفتار نامتعارفش نزد مردم رسوا نمي‌شد.

ب. بابيان مي‌توانستند با دور از دسترس بودن باب، به گونه‌اي او را مقدس جلوه دهند و جايگاه والايي براي او نزد مردم بسازند؛ چون حاكم شيراز او را حبس خانگي كرد و در دسترس مردم قرار داد و مردم هم كه با او در ارتباط بودند، او را شناختند و اين‌گونه كذب بودن ادعاهايش او را رسوا ساخت.

۲. باب دور از دسترس و گزند مخالفان باشد. (اعدام باب در تبريز از سويي به اصرار اميركبير و به سرعت انجام شد و از سوي ديگر شايد تاريخ مصرف باب تمام شده بود.)

۳. دسترسي گسترده به باب فراهم باشد.

۴. باب در حال تبعيد و حبس، آزادي عمل داشته باشد تا جايي كه بسياري آثار و ادعاهاي باب مربوط به همين ايام تبعيد او به ماكو و چهريق است. باب بيان عربي و فارسي را در چهريق نوشت و ادعاهاي مهدويت و نبوت و الوهيت را در دو سال آخر عمر خود مطرح كرد، يعني سالهاي ۱۲۶۴ – ۱۲۶۶ هجري قمري كه در تبعيد آذربايجان به سر مي‌برد.(۳)

۵. ارتباط با روس و حاميان پشت پرده، آسان و حفظ شود.

پانوشت
۱. نك: قرن بديع، شوقي افندي، ص ۶۰ -۶۱.
۲. نك: تاريخ نبيل زرندي، ص ۲۲۵.
۳. نك: مقاله: «بررسي و نقد ادعاهاي علي محمد باب با تكيه بر آموزه مهدويت».

[subscribe2]

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*