چه دليلي براي توجه به بهائيت وجود دارد؟

توجه كردن يا نكردن به بهائيت، مسئله اي است كه پاسخي هاي گوناگوني را براي خود به همراه دارد. برخي افراد يا محافل، از بزرگنمايي خطر بهائيت سخن مي گويند و برخي ديگر معتقدند كه اين فرقه، به اندازه اي ارزش ندارد كه توجه ها را به آن جلب كنيم.

در اين باره بايد توجه داشت كه: اصولاً داوري درباره هر چيز و از آن جمله ميزان خطر بهائيت براي اسلام و ايران، بايستي بر پايه شناخت دقيق و كامل از وضعيت كنوني آن صورت گيرد، از اين رو در باره اين فرقه نيز نخست بايد كليه اخبار راجع به نقشه ها، برنامه ها و تكاپوهاي آشكار و پنهان كنوني آن را گرد آوري و طبقه بندي كرده و مورد بررسي و تحليل عميق قرار داد. آن گاه بر پايه اصلاعات گردآوري شده، معلوم ساخت كه آيا بهائيت در حال حاضر يا آينده نه چندان دور، مي تواند منشاء اثر و خطري براي اسلام و ايران باشد يا نه؟ اگر هست، دامنه و عمق اين خطر تا كجاست و براي دفع و رفع آن چه بايد كرد؟
اخباري كه از تكاپوي اين فرقه در سالهاي اخير بر ضد اسلام و ايران منتشر شده است، نشان مي دهد كه خطر بهائيت، با توجه به همبستگي سران آن با كانون هاي استكبار جهاني، خطري قابل توجه بوده و در حال گسترش است.

البته روشن است كه بهائيت، در حال حاضر به تنهايي توان براندازي نظام اسلامي يا به خطر انداختن كيان آن را  ندارد. (همانگونه كه از نافرجامي حركات خود در فتنه ۸۸ در يافتند.) اما آيا مي توان استعداد و پتانسيل اين فرقه را (آن هم به عنوان حزبي برخوردار از حمايت و هدايت استكبار جهاني) در بر اندازي يا دست كم آسيب زدن به نظام اسلامي در دراز مدت ناديده گرفت؟

بررسي نقش بابيان و بهائيان عصر مشورطه در تضعيف پايه هاي حكومت قاجار و پيشبرد كودتاي رضاخاني، همچنين مروري بر پرونده سياسي – اجتماعي – اقتصادي و تبليغي بهائيت در زمان پهلوي (به ويژه دهه هاي آخر سلطنت محمد رضا) و حضور مؤثر اعضاي اين فرقه (با كمك آمريكا و صهيونيسم) در سطح مديريت كلان كشور، به خوبي نشان مي دهد كه اين حزب قدرت طلب، از طريق پيوند محكمي كه با سوداگران جهاني و زر و زور به هم زده است، تا كجا توان پيشروي و تخريب دارد؟

بهائيت به ياري اربابان خود، گذشته خطرناك و زيانباري براي كشورمان در يك قرن و نيم اخير داشته و توجه به اين امر ايجاب مي كند كه به مصداق «دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد» از مكر و خطر اين فرقه به ويژه در مقطع حساس و پر مخاطره كنوني غافل نباشيم.

گذشته خطرناك افراد و گروه ها به تنهايي مي تواند دليلي بر خطرزا بودن حال و آينده آنان باشد، زيرا اين گذشته خطر بار، حاكي از وجود استعداد و ظرفيت بالاي خطرزايي در آنها بودن و چون يقين به رفع قطعي و ريشه اي خطر آنها در حال حاضر وجود ندارد، عقل حكم مي كند كه در برابر آنها پرهيز و احتياط لازم رعايت گردد؛ مگر آن كه غائل باشيم: «تنها زماني بايد در قبال خطرات واكنش نشان داد و آنا را جدي گرفت كه به قول معروف، آب از سر گذشته باشد.» رويه اي كه متأسفانه معمول بسياري از شرقيان و مسلمانان بودن و انحطاط و شكست كنوني آنان تا حد بسياري از همين امر نشأت گرفته است.

البته اگر بهائيت مي خواست به تنهايي و مستقل از حمايت و هدايت قدرت هاي جهاني وارد عمل شود، شايد هيچ گاه قادر به ضربه زدن به نظام جمهوري اسلامي نبود، چه رسد به براندازي؛ اما سخن اين است كه اين فرقه تبهكار، به صورت يكي از بازوهاي فعال و مجرّب استكبار جهاني عمل مي كند، از اين رو بايستي در دايره كلي مقابله با اين خطر استكبار، سهمي نيز براي دفع آن قرار داد.

بايد توجه داشت كه مستكبران، در بسياري از موارد مستقيماً وارد عمل نمي شوند، بلكه از طريق دستهاي پنهان و آشكارشان اهداق و اغراض شوم خود را پيش مي برند.

بديهي است كه افشاي خطر بهائيت و تأكيد بر لزوم دفع آن، هرگز به معناي غفلت از ساير خطراتي نيست كه كيان و موجوديت نظام اسلامي را تهديد مي كند؛ مانند: «صهيونيست ها، وهابي ها، منافقين، سلطنت طلب ها، صوفيه، عرفان هاي كاذب و …»؛ بلكه به اين معناست كه هر چيز را بايد در جاي خود و به اندازه توان و تأثير مثبت يا منفي آن در روند انقلاب اسلامي مورد توجه قرار داد و براي دفع يا جلب آن برنامه ريزي و سرمايه گذاري كرد.[subscribe2]

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*