جايگاه مبهم حسين علي نوري در بهائيت

حسين علي نوري كه در ميان پيروانش «بهاء» خوانده مي‌شود، جايگاه مبهمي در منابع بهائيت دارد، از اين‌رو پيروانش نيز به درستي نمي‌دانند كه او چه نقشي در تشكيلات بهائيت دارد؛ خداست يا پيامبر.

اشراق خاوري با اعتراف به خاتميت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) حسين علي نوري را ظهور خدا دانسته و مي‌نويسد: « ظهور موعود عظيم، ظهور الله است و دوره نبوت منتهي گرديد، زيرا که رسول الله خاتم النبيين بوده»،(۱) زيرا خود حسين علي نوري با نفي توحيد، از يگانگي خود سخن مي‌گويد: «انّه لا اله الّا انا الباقي الفرد القديم».(۲) او همچنين هنگامي كه در زندان به سر مي‌برد، خود را خداي يگانه خوانده و مي نويسد: «انه لا اله الا انا المسجون الفريد».(۳)
پيروان بهائيت دو نگاه به حسين علي نوري (بهاء) دارند:
۱. گروهي از بهائيان با استناد ادعاي الوهيت حسين علي نوري و منابع اصلي بهائيت، حسين علي نوري را خدا مي‌دانند و به قبر او سجده مي‌كنند كه نمونه‌هايي از آن‌ها را گزارش مي‌كنيم:
أ. اشراق خاوري مي‌نويسد: «فلما اراد الخروج عن الباب ذات الله العزيز الوهاب؛ وقتي خداي عزيز وهاب (حسين علي بهاء) اراده كرد از در خارج شود.» (۴)
ب. عبد الحسين آيتي در مورد روح الله، پسر ميرزا علي‌محمد و رقاء يزدي از مبلغين بزرگ بهائي مي‌نويسد: «من به كرات شنيده‌ام كه مي‌گويند روح الله به قدري در ايمان ثابت بود كه چون با پدرش در عكاء به حضور بهاء الله رسيد، خود بهاء الله به او فرمود: «ميرزا روح الله اگر من بگويم شوخي كردم و خدا نيستم، تو چه خواهي كرد؟» آن طفل گفت: «من شما را تبليغ مي‌كنم كه از حرف خود برگرديد، چون يقين دارم كه جز شما خدايي نيست.»(۵)
۲. گروهي از بهائيان امروزي كه با توجيه ادعاهاي الوهيت حسين علي نوري و سجده بر قبر او، وي را پيامبر مي‌خوانند. اين گروه از بهائيان به ادعاهاي نبوت حسين علي نوري استناد مي‌كنند كه نمونه‌هايي از آن‌ها را بيان مي‌كنيم:
أ. حسين علي نوري در در اقتدارات گفته است: «اي خدا، من مردم را جز به چيزي كه تو مبعوثم كردي، دعوت نكرده‌ام و اگر گفته‌ام بياييد، به سوي خود نظري نداشتم، جز چيزي كه تو به او ظاهر ساختي و مرا مبعوث كردي.» (۶)
ب. حسين علي نوري در اقدس مي‌نويسد: «قل يا ملاء البيان لاتقتلوني بسيوف الاعراص تالله كنت نائما ايقطتني يد ارادة ربكم الرحمن و امرني بالنداء بين الارض و السماء ليس هذا من عندي لو انتم تعرفون؛ اي گروه بيان، مرا با شمشيرهاي روي‌گرداني، نكُشيد، به خدا قسم من خواب بودم و دست ارادت پروردگار رحمان شما مرا بيدار كرد و مرا امر كرد كه بين آسمان و زمين ندا دهم، اين از جانب من نيست، اگر شما بدانيد.» (۷)
بر اساس آنچه بيان شد، هنوز تكيلف بهائيان درباره جايگاه حسين علي نوري روشن نيست كه او خداست يا پيامبر. البته بر اساس استناداتي كه گزارش شود، ظاهراً خود حسين علي نوري نيز تصميم نگرفته بود كه خدا باشد و تنها ادعاي الوهيت كند يا پيامبر باشد و فقط از نبوت سخن بگويد، چرا كه پيوسته بر هر دو ادعاي خود پافشاري مي‌كرد. شايد او پيامبري بود كه از سوي خودش آمده بود…

پانوشت:
۱. رحيق مختوم، ج ۱، ص ۷۸.
۲. اقدس، ص ۸۴.
۳. مبين، ص ۲۲۹.
۴. رساله ايام تسعه، ۳۰۸
۵. كشف الحيل، ج ۲، ص ۷۸.
۶. اقتدارات، ص ۲۱۳.
۷. اقدس، ص ۱۰۵.

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*