تأثیر پذیری علي محمد باب از دراویش و مرتاضان

بابیت، نام فرقه ای است که در دروان قاجار با بهره گیری از بدعت های شیخیه پایه گذاری شد و راه را باز کرد تا فرقه ای چون بهائیت پدید آید و ادعای نسخ اسلام را بیان کند. بهائیت، علی محمد باب را مبشر خود خوانده و احترام ویژه ای برای او قائل است.
 
بابیان و بهائیان، علی محمد باب را امی و درس نخوانده و فرستاده الهی می دانند؛ ولی ما در این مقاله، به چند نمونه از تأثیر پذیری های علی محمد باب از تصوف، اشاره ای کوتاه می کنیم که ردی بر امی بودن و الهی بودن اوست:
 
۱. درس خواندن علی محمد باب در نزدیکی خانقاه دراویش و محله مرتاضان:
نصرت الله محمد حسینی در شرح حال باب نوشته است: «چون به سن ۶ – ۵ سالگی رسیدند، جناب خال اعظم، ایشان را برای فراگرفتن مقدمات زبان فارسی به مکتب فرستادند. مکتب مبارک در محلی به نام قهوه اولیاء قرار داشت. قهوه اولیاء نام خانقاه درویشان و محل ریاضت مرتاضان و واقع در محله بازار مرغ و نزدیک بیت جناب…».۱
 
سه نکته قابل توجه در این نوشته وجود دارد:
أ. درس خواندن علی محمد باب در سن ۵ – ۶ سالگی که امی نبودن او را ثابت می سازد؛
ب. همجواری با خانقاه دراویش؛ (یکی از عوامل تأثیرپذیری، همجواری است.)
ج. همجواری با محل ریاضت مرتاضان.
 
۲. علی محمد باب، خود را ذکر می خواند۲ و این نیز بی ربط با تصوف نیست، زیرا در صوفیه نیز فرقه ای به نام ذکریه داریم.
 
۳. علی محمد شیرازی گذشته از دلبستگی به اندیشه های شیخی و باطنی، به ریاضت کشی نیز تمایل داشت و به هنگام اقامت در بوشهر ،در هوای گرم تابستان از سپیده دم تا طلوع آفتاب و از ظهر تا عصر بر بام خانه رو به خوشید اورادی می خواند۳ و در پی آن به سید ذکر شهرت یافت؛ بر کسی پوشیده نیست که این ورد خوانی ها و ذکر گویی های باب در تابستان سوزان بوشهر بود که توجه مردم را به خود جلب کرد.۴
 
۴. تأویل گرایی و باطن گرایی فراوان که حاصل همجواری با تصوف و شاگردی مکتب شیخیه است و در کتاب های باب (از جمله تفسیر سوره یوسف، صحیفه بین الحرمین) به روشنی دیده می شود.
 
۵. باب، عنوانی است برای برخی از مشایخ صوفیان آسیای مرکزی که ظاهراً تلفظ محلی «بابا» است که عنوان شایعتری برای پیران صوفیه بوده است.۵
 
پانوشت:
۱. حضرت باب، نصرت الله محمد حسینی، ص ۱۳۸ – ۱۳۹.
۲. نک: تفسیر سوره یوسف، علی محمد باب شیرازی، ص ۲. «لیکون حجه الله من عند الذکر علی العالمین.»
۳. نک: اشراق خاوری، ص ۶۷.
۴. نک: حضرت نقطه اولی، محمد علی فیضی، ص ۶۲ – ۶۳.
۵. طبقات الصوفیه، ص ۳۰۱ و ۵۰۲.
 [subscribe2]

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*