برهان عدالت در اثبات قيامت و معاد

انسان اگر خداي سبحان و توحيد الهي را درست بشناسد، در تحقق نبوت و معاد شکي نخواهد داشت، زيرا معاد بازگشت انسان به خداست. خدايي که پيامبران را فرستاده است و پيامبراني که جامعه را به معاد و توحيد راهنمايي کرده‌اند، از اين‌رو ممکن نيست خداي يکتا به درستي شناخته شده باشد و در نبوت و معاد شکي باقي بماند.
بر اين اساس قرآن کريم در برخي آيات براي اثبات معاد به توحيد الهي تکيه کرده و براي بشر روز بازگشت و حساب معين مي‌فرمايد: «اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلي‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْبَ فيهِ وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَديثاً؛ خداي يكتا كه خدايي جز او نيست، بي‌شک شما را روز قيامت گرد مي‌آورد كه شك در آن نيست و كيست كه به گفتار از خدا راستگوتر است؟»(النساء، ۸۷) اين آيه دلالت دارد که انسان‌ها بالضروره و بي‌شک در روز قيامت جمع مي‌شوند؛ بر اين اساس وقوع قيامت ضروري و حتمي است: «إِنَّ السَّاعَةَ لاَتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فِيهَا وَ لَاكِنَّ أَكْثرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُون؛ براستي كه رستاخيز آمدني است، شك در آن نيست، ولي بيشتر كسان باور نمي‌دارند.»(غافر، ۵۹)
راستگوترين خواندن خدا در ذيل آيه نخست، به سوگند كافران درباره زنده نشدن مردگان اشاره دارد: «وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوت‏؛ كافران سوگند محكم ياد كردند كه خداوند هر كه را بميراند، مبعوث نخواهد كرد.»(النحل، ۳۸)
پيامبر خاتم (صلي الله عليه و آله و سلم) در برابر منکران معاد مأمور شد که به پروردگار سوگند ياد کند که بي‌شک قيامت فرا مي‌رسد و شما آن را خواهيد ديد: «زَعَمَ الَّذينَ كَفَرُوا أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا قُلْ بَلي‏ وَ رَبِّي لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِما عَمِلْتُمْ وَ ذلِكَ عَلَي اللَّهِ يَسير؛ كافران گمان كردند كه هرگز در قيامت مبعوث نمي‏شوند. بگو: آري به پروردگارم سوگند، همه شما مبعوث مي‏شويد و بعد از آنچه انجام داده‏ايد، به شما خبر مي‏دهند و اين كار، براي خدا آسان است.»(التغابن، ۷)
بر اين اساس هم خداي سبحان سوگند ياد کرده است و هم به پيامبر امين (صلي الله عليه و آله و سلم) مي‌فرمايد که براي آنان سوگند ياد کن و از بعث همگاني در روز قيامت سخن بگو، از اين‌رو شکي در برانگيخته شدن و گردآوري همه انسان‌ها در روز قيامت نيست. (نک: هدايت در قرآن، جوادي آملي، ۱۳۹ – ۱۴۱)
۴. آفرينش جهان بر پايه حق، عدالت، احسان و حكمت است: «بِالْعَدْلِ قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْض‏؛ به وسيله عدل آسمان‌ها و زمين را بر پا داشته است.»(ابن ابي الجمهور، ۱۴۰۵، ج ۴، ۱۰۳) ولي پيامبران با همه تلاش و كوششي كه در راه هدايت بشر انجام دادند، گروهي از اشرار دست به خونريزي زده و دامن به آلودگي و دل به تبهكاري سپردند و بسياري از زحمات و دست‌آوردهاي پيامبران را بر باد داده و به كيفر درخور و پاداش مناسب خود نرسيدند، زيرا جهان طبيعت ظرفيت كيفر و پاداش مناسب با عمل را ندارد.
چگونه مي‌توان در اين جهان كسي را مجازات كرد كه به هزاران نفر ستم روا داشته و حقوق فراواني را ضايع كرده و شمار بسياري را از رسيدن به كمال شايسته باز داشته است؟ آيا كسي كه هزار نفر را قتل عام كرده است، مي‌توان تنها با كشته شدنش مجازات كرده و داد مقتولان را از او گرفت.
بر اين اساس عدل الهي ايجاب مي‌كند كه در پي جهان طبيعت، عالم ديگر و نظامي عادلانه باشد تا در آن عدالت بر پا شده و پاكان از بدكاران جداشوند: «وَ امْتازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُون‏؛ جدا شويد امروز اي گنهكاران»(يس، ۵۹)، زيرا دنيا نه محل پاداش است، نه جايگاه كيفر: «لَمْ يَرْضَهَا ثَوَاباً لِأَوْلِيَائِهِ وَ لَا عِقَاباً لِأَعْدَائِهِ؛ خدا دنيا را پاداش دوستان خود نپسنديد و آن را جايگاه كيفر دشمنان خود قرار نداد.»(نهج البلاغه، ۷۲۹)  اگر روزي براي داوري بين مردم و كيفر تبهكاران و پاداش شايستگان نباشد، ظلم و عدل و ظالم و صالح و طالح برابر مي‌شوند كه اين برابري ناموزون با عدل الهي و نظام احسن رباني سازگار نيست: «أَمْ حَسِبَ الَّذينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَواءً مَحْياهُمْ وَ مَماتُهُمْ ساءَ ما يَحْكُمُون‏؛  آيا كساني كه مرتكب بديها و گناهان شدند گمان كردند كه ما آنها را همچون كساني قرار مي‏دهيم كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند كه حيات و مرگشان يكسان باشد؟! چه بد داوري مي‏كنند.»(الجاثيه، ۲۱)
گرچه عدالت خدا صفت فعل است، نه صفت ذات؛ ولي بر اثر استناد به قدرت و قادريت خدا، هرگز تخلف‌پذير نيست و امكان ندارد خداي سبحان در موردي عدالت را رعايت نكند: «وَ نَضَعُ الْمَوازينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً؛ ما ترازوهاي عدل را در روز قيامت برپا مي‏كنيم؛ پس به هيچ كس كمترين ستمي نمي‏شود.» (الأنبياء، ۴۷) بر اين اساس زنده شدن مردگان و برپايي روزي به نام قيامت حتمي است.(معاد در قرآن، جوادي آملي، ۱۶۵ – ۱۶۸

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*