نگاه بهائیان به آذری ها و تُرک زبان ها

بهائیت که از وحدت عالم انسانی دم می زند، پیوسته گفتار و کرداری متناقض با وحدت عالم انسانی از خود نشان داده است که از جمله می توان به کلام حسین علی بهاء و فرزندش عباس افندی، دو سرکرده بهائیت در باره آذریها و ترک زبانها اشاره کرد.

بهاء در باره آذری زبان ها می گوید: «اتركوا التروك و لو كان ابوك، ان احبّوك اكلوك و ان ابغضوك قتلوك؛ از تُرك زبانان دوري كن و فاصله بگير، اگر چه پدرت باشد. كه اگر دوستت بدارد خواهدت خورد و اگر دشمن بدارد خواهدت كشت.»۱

عبدالبهاء نیز در باره ترک زبانان می گوید: «جمال پاشا … چون به عكا رسيد و ملاقات مرا خواست بر الاغ سوار شده به قصد خانه اش رفتم. همين كه مرا ديد، استقبال كرد و مرا به كنارش نشاند و بي مقدمه چنين گفت: تو از مفسدين در ديني و به همين جهت دولت ايران تو را در اينجا تبعيد نمود. … انديشيدم كه ترك است و بايد جوابي مضحك و مسكت داد.»۲
بهاء ترک زبان ها را قاتل و آدم خوار می داند و عبد البهاء آنان را سزاوار پاسخ های مضحک؛ آیا واقعاً این همان وحدت عالم انسانی بهائیت است. وقتی بهاء (پایه گذار بهائیت) و عبد البهاء (دومین سرکرده بهائیت) چنین تفکری در باره انسان ها دارند، چگونه می توانند فرستاده ای باشد که برای هدایت بشر آمده اند. کسی که همه افراد یک قوم را جنایت کار فرض می کند و همه را به تمسخر می گیرد، آیا شایستگی رهبری جامعه را دارد؟ آیا چنین کسی استحقاق تبعیت دارد؟

پانوشت:
۱.  اسرار الآثار، فاضل مازندرانی. ج ۲، ص ۱۵۴. (ذيل كلمه‌ي ترك)
۲.  اسرار الآثار، فاضل مازندرانی، ج ۳، صص ۴۲ و ۴۳.[subscribe2]

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*